X
تبلیغات
معتادان گمنام

معتادان گمنام

راه کار های بهبودی

ترازنامه روزانه

ترازنامه روزانه

دوستان برای بهبودی سعی کنیم روزانه به این سوالات پاسخ دهیم و برای خودمان بخوانیم تا بتوانیم نقایص خود را بشناسیم و برای رفع آن بکوشیم.

 

1) آیا امروز پاک هستم؟

 

2) آیا امروز تغییر در اعمال و رفتار خود داشته ام؟

 

3) آیا امروز بیماریم زندگی مرا اداره کرد؟اگر آری،چگونه؟

 

4) امروز چه کاری کردم که حال آرزو می کنم آن را انجام نداده بودم؟

 

5) امروز چه کاری نکردم که حال آرزو می کنم آن را انجام داده بودم؟

 

6) آیا امروز با خود خوب بوده ام؟چگونه؟

 

7) آیا امروز روز خوبی بود؟

 

8) آیا خوشحال بودم؟

 

9) آیا آرامش داشتم؟

 

10) آیا امروز با راهنمایم صحبت کرده ام؟

 

11) آیا امروز در جلسه ای شرکت کرده ام؟کجا؟

 

12) آیا امروز تجربه امید و نیرویم را به مشارکت گذاشته ام؟

 

13) افرادی که امروز در زندگی ام به آنها اعتماد دارم چه کسانی هستند؟

 

14) چه کسانی امروز به من اعتماد دارند؟

 

15) آیا امروز هیچ یک از نشریات معتادان گمنام را مطالعه کرده ام؟

 

16) امروز کدام قدم را آگاهانه کار کرده ام؟

 

17) آیا امروز به عجزم اقرار کرده ام؟

 

18) آیا امروز توانستم به نیروی برترم اعتماد کنم؟

 

19) امروز درباره خود چه یاد گرفتم؟

 

20) آیا امروز با یکی از افراد برنامه تماس تلفنی یا حضوری داشته ام؟

 

21) آیا امروز هیچ جبران خسارتی کرده ام؟

 

22) آیا امروز جبران خسارتی بدهکارم؟

 

23) آیا امروز اشتباه خود را برای کسی اقرار کرده ام؟

 

24) آیا نگران دیروز یا فردا بودم؟

 

25) آیا می توانم خود را همینطور که امروز بودم بپذیرم؟

 

26) آیا امروز احساس می کردم که من هم جزئی از انسانیت هستم؟

 

27) آیا گذاشتم امروز وسوسه چیزی مرا فرا گیرد؟

 

28) آیا امروز کاری کردم که باعث آزار و صدمه به خودم یا دیگری شود؟اگر آری،چگونه؟

 

29) آیا امروز مایل هستم تغییر کنم؟

 

30) آیا امروز دعا و نیایش کردم؟

 

31) این کار چگونه روی زندگی من تاثیر داشت؟

 

32) امروز کدام یک از اصول روحانی را توانستم در زندگی ام به کار گیرم و تمرین کنم؟

 

33) آیا امروز مهم ترین مسئله برایم در زندگی پاک ماندن بود؟

 

34) آیا امروز بی آنکه انتظار داشته باشم چیزی از خود ایثار کرده ام؟

 

35) آیا امروز در زندگی من ترس جای داشت؟

 

36) آیا امروز شادی یا ناراحتی شدید احساس کرده ام؟

 

37) آیا امروز برای کسی دعا کرده ام؟

 

38) آیا امروز خوشحال بودم؟

 

39) آیا امروز آگاهانه به خاطر داشتم که دیگر حق انتخاب دارم؟

 

40) آیا امروز رفتار صلح جویانه ای داشته ام؟

با امید به خداوند هر روز روز بهتری خواهیم داشت.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 8:42  توسط سعید  | 

چگونگی عملکرد قدم های 12 گانه انجمن

چگونگی عملکرد قدم های 12 گانه انجمن

قدم ها به معتادان برای دست یافتن به یک هوشیاری روحانی،احساسی و فکری کمک می کند.قدم های ابتدایی که به قدم های روحانی مشهورند بسیار مهم اند و در بالاترین توانایی های شخص در مهار اعتیاد بسیار موثرند.در سه قدم ابتدایی آمده است:

 

1)ما پذیرفته ایم که در مقابل موادمخدر عاجزیم و زندگی مان غیرقابل کنترل شده است.

 

2)به این باور رسیده ایم که نیروی برتر از ما می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.

 

3)تصمیم گرفته ایم که اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند به آن گونه که او را درک می کنیم بسپاریم.

 

این عبارات تنها سرفصل های قدم هستند و هرکدام از این قدم ها توضیحات بسیار کاربردی و عملی دارد که با قرارگرفتن در فرآیند بهبودی و عمل به آنها شخص معتاد از مواهب آن بهره مند می شود.در این میان کمک رهجویان به همدیگر از اساسی ترین قسمت های پیشرفت در بکارگیری دوازده قدم است.به همین سبب توصیه شده که اعضای "معتادان گمنام" یک راهنما برای خود پیدا می کنند.یک راهنما عضوی از NA است که به دیگر اعضا به وسیله درمیان گذاشتن تجربه ها و توانایی ها،امیدها و انتظاراتی که در راه بهبود باید از خود داشت و ارائه راهنمایی هایی در راستای دوازده قدم کمک می کند.

 

4)ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کرده ایم.

 

5)ما چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند،به خود و به یک انسان دیگر اقرار کرده ایم.

 

در قدم های چهارم و پنجم شخص ترازنامه اخلاقی،جست و جوگرانه و بی باکانه از خود تهیه می کند و چگونگی دقیق خطاهایش را در مقابل خداوند خود و یک انسان دیگر که اغلب راهنمای خود است اقرار می کند.این اقرار باعث نوعی تصفیه روانی می شود.رهجو در این حالت با در میان گذاشتن خطاهایش نوعی سبکی روحی و روانی را تجربه می کند و در مواقع پالایش روحی می شود و برای مراحل بعدی طی طریق روحانی خویش آماده می شود.

 

6)ما آمادگی کامل پیدا کرده ایم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.

 

7)ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف می کند.

 

در قدم های ششم و هفتم شخص با آمادگی کاملی که از طی مراحل قبل به دست آورده از خداوند درخواست می کند تا کلیه نواقص و کمبودهای او را مرتفع سازد.

 

8)ما فهرستی از تمام کسانیکه به آنها صدمه زده بوده تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شده ایم.

 

9)ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم،مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا به دیگران لطمه بزند.

 

در قدم های هشتم و نهم رهجو فهرستی از نام کسانی را که به آنها آزار رسانده است تهیه کرده و سعی می کند در هر کجا که امکان دارد از آنها جبران خسارت نماید.

 

10)ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار کرده ایم.در قدم دهم رهجو به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه می دهد و هرگاه در اشتباه باشد سریعا آن را می پذیرد.

 

11)ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقا رابطه آگاهانه خود با خداوند،بدان گونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.

 

12)با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها،ما کوشیده ایم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا درآوریم.

 

اما شخص معتاد که اینک به توانایی های بالقوه خود پی برده و مراحل بسیار سختی را از نظر روانی طی کرده است قدم های یازدهم و دوازدهم را برمی دارد تا به آزادی اندیشه و رستگاری روح برسد.در این قدم ها رهجو کوششی را برای تعمیق هرچه هشیارانه تر و ارتباط نزدیکتر با پروردگار انجام می دهد و تلاش می کند تا آنچه را که خداوند می خواهد دریابد و به انجام برساند و در نهایت به یک بیداری روحانی که در اثر این قدم ها به آن دست یافته برسد و پیام NA را به معتادان دیگر برساند.

 

طی تمامی این مراحل شخص رهجو باید از نظر مصرف موادمخدر "پاک" باشد.نمونه ای از اشتراک دردها و تجربیات انسانهایی است که از هر اجتماعی طرد شده اند و تنها جایی آنها را با همان هویت اصلی و بدون سرزنش می پذیرد گروه همدردان شان است.جایی که او را به واسطه معتادبودن سرزنش نمی کنند و مجوز ورود هرکس به این جمع تنها آرزوی قطع مصرف مواد است.گمنامی یکی از سنتهای NA است.اعضا در جلسات تنها خود را با نام کوچک معرفی می کنند.

 

هیچ رهجویی نسبت به دیگری برتری ندارد و هیچ معتادی قادر به بهبودی نیست مگر با دوستی و پیروی از اصول روحانی.بنیاد "معتادان گمنام ایران" از دوازده سال پیش فعالیت خود را در ایران آغاز کرده است و تقریبا امروز در سراسر شهرهای ایران و حتی در بسیاری از روستاها مراکز و گروه های NA به فعالیت مشغولند که با مراجعا به سایت www.nairan.org می توان از ساعت و محل برگزاری جلسات در هرشهر اطلاع حاصل کرد "بزرگترین هدف هر گروه na  رساندن پیام به معتادانی است که هنوز رنج می برند.پیام معتادان گمنام این است:راه دیگری هم برای زندگی وجود دارد".

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 8:31  توسط سعید  | 

عذرخواهی

با سلام خدمت همه دوستان گلم

از اینکه مدت زیادی هست که مطالب جدیدی ننوشتم

 از همه عذر میخواهم علتش فقط مشغله های کاری

 بوده.

از این پس سعی میکنم کمی به روز باشم.

از این که به این وب سر میزنید از همه ممنون و

 سپاس گذارم .

دوستون دارم

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1391ساعت 8:24  توسط سعید  | 

مطالبی درباره شیشه

 

شیشه ماده ای محرک

طی چند سال گذشته کشور ما نیز به طور جدی درگیر مشکل مصرف ماده ای شده که علاوه بر مردان در میان دختران و زنان نیز شایع گردیده است.این ماده شیشه نام دارد.

در ایران قبل از سال ۱۳۸۶ مصرف مواد محرک خصوصا شیشه بسیار محدود بود.

در مطالعه بررسی سریع وضعیت سوء مصرف مواد در ایران که در سال ۱۳۸۳ انجام شدهیچ موردی از مصرف پیدا نشد. همان مطالعه در سال ۱۳۸۶ تکرار شد و این بار سه و نیم درصد مصرف کنندگان شیشه گزارش شد.(دکتر رفیعی و همکاران)

اوج مصرف شیشه از سال ۱۳۸۷ و همزمان با تولید داخلی آن آغاز شد.از آن زمان تا کنون قیمت شیشه از گرمی ۱۲۰ هزار تومان به ۲۵ هزار تومان در سال ۸۸و به حدود۸هزار تومان در سال ۸۹ تقلیل یافته بود.

توزیع کنندگان با این شعار که شیشه مورفین ندارد پس اعتیاد آور نیست مصرف آن را تبلیغ کردند اما واقعیت این است که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیاد آور است که در حال حاضر درمان آن از مشکل ترین درمان های سوءمصرف مواد است.

تفاوت مواد مخدر و محرک در چیست؟

مواد مخدر: به موادی گفته می شود که مصرف آن عملکرد سیستم اعصاب مرکزی را کند می نماید. موادی مانندتریاک-هرویین-کراک

مواد محرک: به موادی گفته می شود که مصرف آن عملکرد سیستم اعصاب مرکزی را تند و تحریک می نماید. موادی مانند کوکایین-شیشه-قرص اکستاسی

این تفاوت در عملکرد مغز باعث می شود که با دو شخصیت کاملا متفاوت روبرو باشیم.

 

 

 

علل تغییر نوع مصرف از مواد مخدر به محرک

۱ـ روحیات.امکانات و شرایط مصرف جوانان با شیشه سازگار تر است تا مواد سنتی مانند تریاک

۲ـ جوانان اعتیاد به تریاک و هرویین و بدبختی های ناشی از آن را دیده اند ولی هنوز شیشه را نمی شناسند.

۳ـ در مقایسه با دو دهه پیش سطح تحصیلات جوانان بسیار بالا آمده و مصرف مواد مخدر نوعی بی کلاسی را در ذهنشان تداعی می کند.

۴ـ مواد مخدر موجب انزوای فرد می شود در صورتی که شیشه فرد را به درون جمع می برد.مصرف کننده ماده مخدر دوست دارد به کناری برود و چرت بزند و سیگار بکشد ولی شیشه فرد را پرحرف،بشاش و پرانرژی می کند و با نفس هیجان طلبی که متناسب با سنین جوانی است انطباق دارد.

۵ـ مواد مخدر و تریاک فرد را خموده و خواب آلود می کند در حالی که شیشه خواب را کم می کند و این مطابق نیاز جمعیت چند میلیونی دانشجویی و جوان ما هم هست(برای بیدار ماندن و درس خواندن)

۶ـ مدت زمانی که مصرف کننده مواد مخدر در طی روز صرف می کند در مقایسه با شیشه بسیار زیاد است

۷ـ مصرف تریاک مقدمات خاص خود و امکانات خاصی را نیاز دارد در حالیکه مصرف شیشه حتی در صورت دودکردن بسیار آسان است.

۸ـ هرویین نامی است مشهور برای مردم ما نامی که همراه با هراس و وحشت مردم ایران هرویین را خوب می شناسند ولی شیشه را نمی شناختند.

۹ـ افت قیمت از گرمی ۱۲۰هزار تومان به گرمی بین ۵ تا ۸ هزار تومان با توجه به ورود نوعی شیشه به نام شیشه ایرانی در بازار که در ساخت آن عناصری چون افدرین-اسیدباطری-وایتکس- اسیدلوله بازکنی و...بکار می رود.

شیوه های مصرف

۱ـ روش دود کردن:که یک روش فوری و آنی است و می تواند روند اعتیاد را تسریع دهد.

۲ـ روش خوراکی:که اگر همراه مشروبات الکلی مصرف شوند باعث می شود که فرد دست به کارهایی بزند که در شرایط عادی هیچگاه آن را انجام نمی دهد(شرم و حیا را از بین می برد.)

۳ـ روش تزریقی: که خطرناک ترین شیوه محسوب می شود.

۴ـ روش مشامی:که به مخاط بینی هم آسیب می زند.

برای دودکردن شیشه از ابزاری بنام پایپ(پیپ شیشه ای)ویا لامپ خودرو یا لامپ یخچال استفاده می کنند.

شیشه با مغز چه می کند؟

برای اینکه بدانیم شیشه بر اعصاب مرکزی و مغز چه تاثیری می گذارد ابتدا به صورت خیلی ساده به نحوه کارکرد مغز می پردازیم.

در سیستم اعصاب مرکزی بین سلولها فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به آنها سیناپس می گویند.برای این که یک سلول بتواند پیامی را به سلول دیگر برساند باید از انتهای خود ماده ای را به داخل این فضای کوچک ترشح کند.این ماده بر روی گیرنده هایی که در ابتدا سلول بعدی قرار دارند می نشیند و به این ترتیب پیام انتقال می یابد به این ماده ترشح شده ناقل عصبی گفته می شود.ناقل های عصبی گوناگونی وجود دارند که در حالات مختلف ترشح می شوند یکی از این ناقل ها دوپامین است که انتقال دهنده پیام لذت است.دوپامین ها درون کیسه مخصوصی قرار دارند.در شرایط عادی دوپامین وارد فضای سیناپسی می شود و پس از لمس کردن گیرنده های سلول بعدی به کیسه بر می گردد و فرد احساس لذت می کند.لذت های زیادی وجود دارند مانند:

بازی کردن-غذا خوردن-مسافرت-امورجنسی وصدها لذت دیگر

با دقت به این اعداد توجه کنید

اگر سطح دوپامین در شرایط عادی                       ۱۰۰    باشد

با خوردن یک تکه کیک لذیذ سطح آن به                 ۱۵۰میرسد

از شنیدن یک خبر خوب ممکن است به                  ۲۰۰ برسد 

با مصرف تریاک به                                              ۲۲۰میرسد

با مصرف کوکایین به                                           ۳۵۰میرسد

بایک لذت جنسی به                                          ۴۰۰میرسد

اما با مصرف شیشه سطح آن به حدود ۱۲۰۰  ارتقاء پیدا خواهدکرد یعنی سه برابر لذت جنسی و نزدیک به سه ونیم برابر مصرف کوکایین

این ترشح بیش از اندازه باعث می شود شخص ابتدا علائم بسیار خوبی را تجربه کند از جمله:

احساس سرخوشی نماید.ـ قدرت تمرکز و اعتماد به نفس را در خود بالا ببیند.ـ خطر را از خود دور بداند.

 

حسهای پنجگانه بسیار عجیب کار می کند.مثلا اگر شما از شنیدن یک موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید کسی که شیشه مصرف کرده برروی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه آن به پرواز در می آید.

بیش از حد حرف می زند مثلا ۶  ساعت حرف می زند.

جسور و بی پروا می شود.ـ جنب و جوش بی حد دارد.ـ افزایش فعالیت جنسی پیدا می نماید.ـ بسیار مهربان و صمیمی می شود.ـ خلاقیتش زیاد می شود.(شخصی که تا دیروز یک خط شعر را نمی توانست حفظ کند،شاعر می شود و شعر می گوید.)ـ در اوائل آثار مصرف شیشه بسیار جذاب است.

اما

در هر بار مصرف شیشه وارد کیسه دوپامین ها می شود و آن ها را آزاد می کند و وقتی دوپامین ها گیرنده های سلول بعدی را لمس کردند در موقع برگشت راه ورود آنها را سد می کند و نمی گذارد که آنها به جای خود برگردند و در نتیجه دوپامین ها در فضای سیناپسی سرگردان می مانند.در این جا مغز آنها را جسم خارجی تلقی کرده و دستور نابودی آنها را می دهد.طبعا تا اثر مصرف شیشه از بین برود و دوپامین های سرگردان بتوانند به کیسه برگردند مقداری از آنها نابود شده اند و این عمل در هر بار مصرف تکرار می شود و در نهایت مصرف کننده شیشه پس از مدتی به فردی تبدیل خواهد شد که میزان دوپامین او کم است و برای چنین فردی لذت بردن به حداقل می رسد و این جاست که میزان مصرف بالا می رود و پدیده تحمل شکل میگیرد.

دوپامین چند کار اصلی انجام میدهد.

توانایی لذت بردن ـ حرکت داشتن ـ انگیزه داشتن ـ تصمیم گیری

و این بدان معنی است که پس از چندی ما با فردی سروکار داریم که:

توانایی لذت بردن ندارد-تحرک ندارد-انگیزه و خیلی موارد دیگر در او تنزل یافته

عوارض کوتاه مدت مصرف شیشه

خون ریزی ـ اضطراب ـ توهم ـ گرفتگی فک ـ پارگی زبان ـ سرگیجه ـ کابوس شبانه ـ افزایش دمای بدن ـ گشاد شدن مردمک ـ تهوع ـ اختلالات جنسی ـ ساییدن دندانها ـ از بین رفتن حافظه کوتاه مدت

عوارض بلند مدت مصرف شیشه

افکار خودکشی ـ رها کردن دوستان پیشین به علت بدبینی به آنها ـ آسیب مغزی ـ آسیب به کلیه ـ پرخاشگری ـ احساس خستگی ـ سقط جنین و..........

جنون شیشه

مهمترین عارضه روانی شیشه روان پریشی یا جنون ناشی از مصرف شیشه است.جنون شیشه با در نظر گرفتن دیگران آغاز می شود.بیمار به دقت اطراف خود را تحت نظر می گیرد و در بسیاری موارد از پنجره همه جا را می بیند حتی ممکن است برای این کار از یک یا چند دوربین قوی هم استفاده  کند.بسیار مایل است از ماورای هر چیزی آگاه شود.ولی بعد از مدتی این وضعیت کاملا بر عکس می شود و این بار بیمار تصور می کند که همه او را زیرنظر گرفته اند و در حال جاسوسی از او هستند پنجره ها را می پوشاند پریزهای برق را باز می کند کامپیوتر را جدا جدا می سازد و دائما در این فکر است که دیگران برای نابودی او نقشه کشیده اند شک و بدبینی در حد تهمت زدن و نسبت کارهای ناروا و خلاف اخلاق به خانواده و دوستان باعث تنهایی بیشتر و در نتیجه پیشرفت بیماری می شود.توهم های شنیداری و دیداری نیز از دیگر شاخصه های جنون شیشه است.

چگونه می توانیم مصرف کنندگان مواد و شیشه را به درمان سوق دهیم؟

در ابتدا دانستن این موضوع که فرد در کدام یک از مراحل زیر قرار دارد از اهمیت حیاتی برخوردار است زیرا فرد بسته به این که در چه موقعیتی از مصرف می باشد دارای تفکرات خاص احساسات خاص و روش های ارتباطی خاص آن مرحله است بنابراین اگر بخواهیم کمک کنیم که مصرف کننده مواد تغییر رفتار دهد باید بدانیم که او:

چگونه فکر می کند ـ چگونه احساس می کند ـ چگونه یاد می گیرد ـ چگونه ارتباط برقرار می کند ـ چگونه متقاعد می شود

این که فرد مواد و شیشه مصرف می کند موضوع مهمی است ولی این که در چه مرحله ای از مصرف است از آن مهم تر است.

مصرف کنندگان عموما در یکی از شرایط زیر به سر می برند

۱ـ بدون تردید(پیش تردید)     ۲ـ تردید     ۳ـ آمادگی     ۴ـ اقدام     ۵ـ نگه داری    ۶ـ عود

آیا تا کنون از خود پرسیده ایم که عزیزانمان در کدام مرحله قرار دارند؟

آگاهی از این امر برای خانواده بسیار مهم است آنها باید بدانند که چه اطلاعاتی برای هر مرحله مورد نیاز است و برای آن چه باید کرد.زیرا هر کسی یک برنامه و یک طرح درمان خاص خودش را لازم دارد و نمی توان برای همه از یک روش سود برد.

در این قسمت ابتدا کمی در مورد مراحل ذکر شده مطالبی را بیان می نماییم:

۱ـ مرحله پیش تردید

کسی که در این مرحله قرار دارد باورش این است که من مشکلی ندارم و مصرف شیشه هیچ آسیبی برای من ندارد باور دارد که من معتاد نیستم و مصرف شیشه حال مرا خوب می کند و احساسات جالبی را تجربه می کنم.

۲ـ مرحله تردید

مشخصه اصلی این مرحله دو دلی است یعنی فرد هم دلش می خواهد مصرف کند و هم متوجه یکسری مشکلات ناشی از مصرف در اطرافش شده است. مانند اختلافات و درگیریها

۳ـ مرحله آمادگی

در این مرحله فرد با اینکه به مصرف خود ادامه می دهد ولی بنا به دلایل درونی و بیرونی ضرورت تغییر را در خود احساس می کند. از علائم این مرحله این است که شخص با شما بحث نمی کند و بیشتر می پرسد که چه باید بکنم و از شما راهنمایی و کمک می خواهد و مایل است از انواع روشهای درمان اطلاع یابد.

۴ـ مرحله اقدام

در این مرحله فرد با توجه به امکانات و ویژگیهای خود یکی از روشهای درمانی را انتخاب کرده و به حوزه درمان وارد می شود. این روش ها می تواند بستری شدن در بیمارستان ها، بستری شدن در کمپ ها،درمانهای سرپایی در کلینیک ها و بستری شدن در منزل باشد.

۵ـ مرحله نگه داری

در این مرحله شخص پس از سپری کردن دوره کناره گیری(در کمپ یا سایر مراکز) با داشتن برنامه هایی به طی کردن مسیر بهبودی ادامه می دهد.

۶ـ مرحله عود

فرد پس از بازگشت از کمپ ها یا سایر مراکز درمانی به دلایل گوناگون ممکن است دوباره به مصرف روی آورد.

برای هر یک از مراحل فوق چه باید کرد؟

۱ـ برای مرحله پیش تردید

یعنی مرحله ای که فرد بدون هیچ تردیدی به مصرف خود ادامه می دهد و حتی مصرف مواد را انکار می کند.

با توجه به اینکه اعتیاد یک بیماری خانوادگی است در این مرحله ابتدا خانواده باید درمان را از خود شروع کند و اطلاعات خویش در مورد اعتیاد و نوع مواد مصرفی به ویژه شیشه را بالا ببرد شرکت در برنامه های توجیهی خانواده و آرامشی نسبی ناشی از شرکت در این جلسات عامل مهمی است که در ورود فرد مصرف کننده به درمان تاثیر به سزایی دارد.

معمولا فرد در این مرحله از پدر و مادر یا همسر حرف شنوی ندارد بنابراین کسانی که شخص به نوعی از آنها تاثیر پذیری دارد را شناسایی کرده(خانواده ها در این مورد عجولانه می گویند هیچ کس نیست ولی تجربه نشان داده که بعد از کمی فکر کردن این افراد شناسایی شده اند.)وآنها را پیش مشاور خودتان ببرید تا آموزش لازم برای مواجهه با فرد را کسب نمایند.

افراد آموزش دیده و تاثیرگذار در این مرحله کارشان این است که در فرد ایجاد تردید نمایند یعنی فقط یک مرحله او را جلوتر بیاورند و نه بیشتر

برای ایجاد تردید بهترین شیوه این است که ابتدا از این سوالات شروع کرد.

فرد تاثیرگذار:مصرف شیشه چه چیزهای خوبی را برایت داشته؟

و اجازه دهیم که کاملا آزادانه از مزایای مصرف بگوید.بعد بپرسیم

چه چیزهایی کمتر خوبی برایت داشته؟

توجه:نمی گوییم بد چون ممکن است او مقاومت کند و مواظب باشیم که هر جا مقاومت از طرف فرد بوجود آمد با او وارد بحث نشویم بلکه مقاومت را دور بزنیم.اگر فرد به مشکلی اشاره کرد همان مشکل را به مصرف مواد ربط می دهیم مثلا با این سوال

فکر نمی کنی این موضوع به مصرف شیشه ربط دارد؟

و اگر فرد به مشکلی اشاره نکرد خودمان یکی از آنها را در قالب سوال فوق مطرح می کنیم مثلا

این که می گویی پدرم اذیتم می کند بخاطر مصرف شیشه نیست؟

دادن اطلاعات در مورد شیشه نیز یکی از کارهایی است که می توان در این مرحله انجام داد.

 نصیحت کردن.طعنه زدن و تهدید کردن را باید کنار گذاشت و فقط هدف این باشد که در او ایجاد تردید کنیم نه بیشتر کارهای دیگر در این مرحله می تواند به این صورت باشد که هر جا لازم دیدید عبارات فرد را به صورت خنثی به خودش بر گردانید مثلا:

مصرف کننده:من نمی خواهم شیشه را ترک کنم

فردتاثیر گذار:شما فکر می کنید ترک شیشه فایده ای ندارد.

بزرگ نمایی کنید مثلا

فرد مصرف کننده:من نمی دانم چرا زنم نگران مصرف شیشه من شده

فرد تاثیر گذار:پس شما فکر می کنید همسرتان بدون دلیل نگران شما شده؟

موافقت کنید ولی با تغییر جهت مثلا

مصرف کننده:شما هم اگر این قدر خانواده اذیتتان می کرد مصرف می کردید

فرد تاثیر گذار:من هم موافقم مصرف شیشه مشکل کل خانواده است.

در این جا خانواده باید درمان را ادامه دهد و به فرد مصرف کننده بگوید فقط به خاطر تو نیست که جلسه می رویم.بلکه همگی بیمار هستیم و سپس تغییرات خود را به نمایش بگذارند و فرد ببیند که آنها(عوض شده اند)و در نتیجه در او ایجاد تردید شود.

۲ـ برای مرحله تردید

در این مرحله نیز خانواده ابتدا پیش مشاور رفته و  اطلاعات خود را بالا می برد و مانند مرحله قبل افراد تاثیرگذار را شناسایی می کنند و آنها را پیش مشاور تحت آموزش قرار می دهند.

مواردی که باید افراد آموزش دیده در این مرحله رعایت کنند عبارت است از:

همدلی کردن-ایجاد تضاد-خودداری از جر و بحث-مدارا با مقاومت-حمایت از توان مندیهای فرد-افراد آموزش دیده نقششان این است که در این مرحله روی دو دلی فرد مصرف کننده کار کنند و تا می توانند به تردیدهای شخص دامن بزنند تا او را به مرحله آمادگی بیاورند.

برای این منظور می توان این گونه سوالاتی را طرح نمود:

چه مشکلی در خصوص مصرف شیشه داشتی؟

مصرف شیشه چگونه مانع انجام کارهایی که داشتی شد؟

مصرف مواد چگونه به دیگران و اطرافیان شما آسیب زد؟

نکته مهم:(ما جواب نمی دهیم بلکه می گذاریم فرد پاسخ دهد.)

نصیحت نکنید که مثلا قیافه ات را ببین-تحصیلاتت را ببین و......

به فرد کمک کنید که مشکلاتش را شناسایی کند(مشکلاتی که ناشی از مصرف مواد است)

به فرد کمک کنید که نگرانیش در مورد مصرف را حفظ کند مثلا با طرح این سوال:

اگر مصرف را کنار نگذاری چه می شود؟

فرد ممکن است جواب بدهد:همسرم می رود.کارم را از دست می دهم.رابطه ام با خانواده به هم می خورد.

(تمام این ها یعنی اینکه تردید ها دارد زیاد می شود.)

اضطراب فرد را در این مرحله کم می کنیم.مثلا تو این کار را بکن من به خانواده می گویم کمکت کنند.

به فرد کمک کنیم تا قصد و نیت تغییر را در خود تقویت کند.مثلا با این سوال:

اگر موفق شوی مصرف را کنار بگذاری چه چیزهایی در زندگیت تغییر خواهند کرد؟

باید توجه داشت که بیمار مشکلات و مصرف کردن مواد را مربوط به هم نمی داند و آنها را مانند دو جزیره ای می داند که از هم جدا هستند و کار ما این است که این دو جزیره را به هم وصل کنیم و نشان دهیم که مشکلات و مصرف مواد به هم مربوط هستند ودر نهایت به او بگوییم که این خود تو هستی که باید تصمیم بگیری و هیچ کس نمی تواند برای تو تصمیم بگیرد.

۳ـ مرحله آمادگی

در این مرحله انواع روشهای درمانی را برای فرد مصرف کننده توضیح می دهیم و متناسب با تجربیات قبلی با بیمار بر سر یک روش درمانی به توافق می رسیم.

برخی از این روشها عبارتند از:

روش بستری و اقامتی میان مدت در کانونهای تولد دوباره    تلفن       ۷  ـ ۶ ۶۶۰۲۱۵۹

روش سرپایی ماتربکس

روش بستری در مراکز روان پزشکی

ضمنا می توانید از خط مشاوره ملی اعتیاد  تلفن     ۰۹۶۲۸  کمک و راهنمایی بیشتری دریافت نمایید.

۴ـ مرحله اقدام

همان گونه که گفته شده پس از توافق با بیمار بر سر یک روش درمانی متناسب با بوجه و تجربیات قبلی از روش های یاد شده یکی را انتخاب نموده و همراه بیمار وارد حوزه درمان می شویم.یعنی اینکه خودمان هم پا به پای بیمار آموزشهای ضروری را جهت تغییر خود و روش برخورد با فرد را فرا بگیریم و از آن جا که بیماری اعتیاد یک بیماری خانوادگی است این آموزشها از اهمیت خاصی برخوردار هستند.

۵ـ مرحله نگه داری

در این مرحله فرد وارد درمان شده است و هدف نگه داری و حفظ بهبودی و عدم لغزش است.

این مرحله از بخشهای زیر تشکیل شده است.

مرحله کناره گیری:( ۲ـ۱ هفته)

در روزهای اول پس از قطع مصرف مواد بعضی افراد دچار علایم مشکلی می شوند.شدت علایم بستگی به مقدار ،دفعات و نوع مواد مصرفی دارد.در افرادی که شیشه و مواد محرک مصرف می کنند این علایم شامل:(افسردگی،انرژی کم، مشکل در خوابیدن یا خواب بیش از اندازه،اشتهای زیاد و اشکال در تمرکز و....)می باشد.

پرهیز اولیه(۴ هفته پس از ترک)

برای افرادی که مواد محرک مصرف کرده اند این دوران ماه عسل نامیده میشود.اکثرافراد در این دوران احساس خوبی دارند و فکر می کنند شفا یافته اند.بنابراین ممکن است درمان را رها کنند.اگر بیمار در این دوران انرژی،شور و اشتیاق و خوش بینی خود را به سمت فعالیت های بهبودی ببرد بستر مناسبی برای موفقیت بعدی فراهم کرده است.

پرهیز طولانی مدت(۳/۵ماه پس از پرهیز اولیه)

از ۶ هفته تا ۵ ماه پس از قطع مواد بیماران ممکن است دچار علائم مشکل ساز و آزار دهنده ای شوند. علت این علائم ادامه روند بهبود مغز می باشد و نام این مرحله دیوار می باشد.اگر بیماران پرهیز را ادامه دهند این علائم رفع خواهد شد.ورزش در این مرحله بسیار سودمند است همچنین برای این مرحله باید برنامه روزانه داشت و تمام وقت را با برنامه پر کرد، در این برنامه ریزی به موضوعات کار،جلسه و تفریح وسرگرمی باید اهمیت خاصی داد.

تطبیق دوباره(۲ ماه پس از پرهیز طولانی مدت)

بعد از ۵  ماه مغز بطور قابل ملاحظه ای بهبود یافته است.اکنون زمان آن است که بیمار به شکلی زندگی کند که فعالیت او در جهت ادامه بهبودی باشد.

ازآنجا که ولع مصرف بعد از شش ماه از بهبودی کاهش می یابد بیماران ممکن است خطر بازگشت را دست کم بگیرند و خود را در موقعیت های پر خطر قرار دهند و خطر بازگشت را زیاد کنند.

۶ـ مرحله عود

موضوع بیماری همراه را بررسی کنید.(برای این کار به مقاله عود و رابطه آن با بیماری های همراه به ویژه افسردگی مراجعه نمایید.)

خونسردی خود را حفظ نمایید و علل عود را به همراه بیمار بررسی کنید و فرد را به ادامه درمان تشویق نمایید.

در چه شرایطی فرد را باید به اجبار به مراکز درمانی رساند؟

در مورد وجود علائم زیر بستری در اورژانس لازم است.

- تب بالا

- تشنج

- روان پریشی (که در این مرحله به مراکز روان پزشکی مانند مرکز روان پزشکی ایران-مرکز روان پزشکی آزادی-بیمارستان روزبه-بیمارستان رازی و...مراجعه کنید تا فرد را از حالت روان پریشی بیرون بیاورند سپس از افراد تاثیر گذار بخواهید تا متناسب با حالتی که فرد در آن قرار دارد او را به ادامه درمان تشویق نمایند.)

آنچه که خانواده باید در مورد افراد دچار جنون رعایت کنند

از آنجا که چنین افرادی قدرت قضاوت ندارند و پیشنهاد و توصیه ها را درک نمی کنند لازم است که:

با بیمار بحث نکنید.ـ بیمار را تهدید نکنید.ـ در صورت قرار گرفتن در خطر از منزل خارج شوید و از پلیس کمک بگیرید.ـ باج ندهید.ـ تطمیع نکنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 17:6  توسط سعید  | 

قدم سوم

قدم سوم

ما تصميم گرفتيم كه اراده و زندگيمان را به خداوند،بدانگونه كه او را

 درك كرده ايم،بسپاريم.

١-آيا ميدانيد كه مصرف مواد مخدر و مشكلاتي كه در زندگيتان داشته ايد،همگي زايده فكر بكر

 خودتان بوده است؟توضيح دهيد.

٢-براي برداشتن قدم سوم چه حركتي از جانب شما لازم است؟

٣-آيا خداوند را در زندگي خود كنار گذاشته ايد يا گذاشته بوديد؟مثال بزنيد.

٤-در حال حاضر درك شما از خداوند چيست؟

٥-مفهوم هواي نفس از نظر شما چيست؟

٦-در مورد ميل و اراده شخصي(هواي نفس)كه باعث تباهي و بروز مشكلات در زندگيتان شده

 است،چند مثال زنده بزنيد.

٧-مفهوم واقعي اتكاء به خدا،آزادي و بي نيازي است.از نظر شما متكي به خدا مفهومش

چيست؟

٨-مفهوم دعاي آرامش از نظر شما چيست؟توضيح دهيد.

٩-آيا قدمهاي اول و دوم شما را براي قدم سوم آماده كرده اند؟توضيح دهيد.

١٠-آيا احساس ميكنيد كه حقيقتا تمايل داريد زندگي خود را به خدا بسپاريد؟توضيح دهيد.

١١-قدم سوم چه احساسي را در شما برمي انگيزد؟توضيح دهيد.

١٢-آيا برداشتن اين قدم برايتان مشكل است؟چرا؟

١٣-از نظر شما مفهوم تصميم گيري در قدم سوم چيست؟

١٤-مفهوم سپردن به خدا چيست؟

١٥-چه حركت و اقدامي از جانب شما لازم است تا بتوانيد بگوييد در قدم سوم زندگي میکنید؟ 

١٦-ليست چيزهايي را كه نمي خواهيد به خدا بسپاريد را بنويسيد.

 

 

 

 

 

 

 

مسئوليت نتيجه را بر

عهده نگير.

وقتي از سر راه خود كنار

 برويم،به بالاترين حد

رشد ميرسيم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 7:13  توسط سعید  | 

قدم دوم

قدم دوم

ما به اين باور رسيديم كه يك قدرت مافوق مي تواند سلامت عقل را

به ما بازگرداند.

١-آيا قبل از آشنايي با NA اعتقاد داشتيد كه فكرتان قدرتمند است وقادريد به كمك آن تمام

مشكلات خود را حل كنيد؟

٢-آيا اعتقاد مذهبي داريد يا خير؟توضيح دهيد.

٣-آيا تا كنون مذهب شناخته شده اي را رد كرده ايد؟

٤-آيا اعتقاد داريد كه قدرتي مافوق قدرت شما وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است،نشانه هاي

وجود آن چيست؟ و در زندگي شما چه نقشي دارد؟

٥-تصوير ذهني خود را از خدا بيان كنيد.

٦-آيا در زندگيتان ترسي داريد؟مانند ترس از مردم،عدم امنيت اجتماعي،اقتصادي و....

٧-آيا ميتوانيدخود محوريهاي خود را در زندگي تشخيص دهيد؟مثال بزنيد.

٨-در چه بخشي از زندگيتان احساس مي كنيد كه كنترل كم يا اصلا نداشته ايد؟

٩-كدام يك از احساسات و رفتارهاي ذيل شما را به دردسر انداخته است؟خشم-انتقاد-

حسادت-غرور-سرزنش ديگران-افسوس و تأسف خوردن به حال خود

١٠-آيا خود را فرد مثبتي ميدانيد؟در كدام قسمت از زندگي مثبت بوده ايد؟

١١-آيا خود را فرد منفي ميدانيد؟در كدام قسمت از زندگي منفي بوده ايد؟

١٢-عقيده شما در مورد شخصيت كاذب چيست؟(كاركترهاي بيماري كه كنترل زندگي شما را

بدست ميگيرد.)

١٣-شخصيت واقعي و دروني خود را تشريح كنيد.

١٤-آيا فكر ميكنيد كه قدرت مافوق ميتواند سلامت عقل را به شما بازگرداند؟

١٥-بي عقلانه ترين كارهايي كه قبل از آشنا شدن باNA انجام داده ايد را بنويسيد.پنچ مثال زنده

 بزنيد.

١٦- بي عقلانه ترين كارهايي كه بعد از آشنا شدن باNA انجام داده ايد را بنويسيد.پنچ مثال زنده

 بزنيد.

١٧-در مورد رفتارعاقلانه خود پس از آشنايي باNAچند مثال زنده بزنيد.

١٨-چه اقداماتي براي تداوم بهبودي شما لازم است؟

 

 

تقريبا در هر جلسه اي كه شركت ميكنم

سلامت عقل،بطور موقت به من باز ميگردد.

اگر خود را از نفسانيات خالي كني،ميتواني از خدا

پر كني.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 7:6  توسط سعید  | 

قدم اول قسمت آخر

قسمت دوم قدم اول

ب)..........و زندگيمان غير قابل اداره شده بود.

1-مفهوم از دست دادن اختيار زندگي چيست؟

2-پنج مثال زنده در مورد از دست دادن اختيار امور زندگي بنويسيد.

3-توضيح دهيد كه اختيار چه چيزهايي در زندگي از دستتان خارج

 شده بود؟مثلا مكان ومحيط زيست،خانه و خانواده،كار و

 حرفه،پول،روابط اجتماعي و جنسي، احساسات و

 عواطف،افكار،معنويات و...(در مورد هر كدام يك مثال زنده بزنيد)

 

جسمت را بياور،فكرت هم به

 

 دنبالش خواهد آمد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 0:18  توسط سعید  | 

قدم اول قسمت 4

16-آيا تنها شرط عضويت در اين برنامه كه تمايل به قطع مصرف

 است،براي پاك نگه داشتن شما كافي است؟

17-اقرار كردن با پذيرفتن چه فرقي دارد؟

18-در چه صورت مي توانيد بگوييد كه قسمت اول قدم يك را در

 رابطه با مواد مخدر برداشته ايد؟

19-چرا در قدم اول از فعل گذشته عاجز بودم استفاده شده است؟

20-آيا شما در مقابل اعتياد عاجز بوديد يا عاجز هستيد؟توضيح دهيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 0:12  توسط سعید  | 

قدم اول قسمت 3

11-آيا پس از لغزشهايتان فكر مي كرديد كه اين بار با دفعات ديگر

 تفاوت خواهد داشت؟

12-آيا فكر مي كنيد كه با افراد عادي تفاوت داريد؟توضيح دهيد.

13-آيا فكر مي كنيد كه ديگر نمي توانيد مواد مخدر مصرف كنيد؟اگر

 اينطور است چرا؟

14-آيا لغزش يكباره اتفاق مي افتد؟

15-چه حائلي بين شما و لغزش وجود دارد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 0:10  توسط سعید  | 

قسمت دوم سوالات قدم یک

6-چرا بر خلاف تمام قول و قرارها و دلايل خوبي كه براي در حالت

 ترك باقي ماندن وجود دارد اين فكر احمقانه همه دلايل خوب را كنار

 مي زند؟

7-چرا نمي توانيم از تجربه دردآور تركهاي قبلي براي خودداري از

 شروع مجدد استفاده كنيم؟

8-آيا هرگز به عواقب اولين بار مصرف بعد از ترك فكر كرده ايد؟

(گذشته و حال)

9-در مورد توجيه (بهانه)لغزشهاي خود پنج مثال زنده بزنيد.

10-آيا در مورد مواد مخدر حق انتخاب داريد؟اگر داريد توضيح دهيد و

 اگر نداريد چگونه و در چه نقطه اي آنرا از دست داده ايد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 0:4  توسط سعید  |