شیشه ماده ای محرک
طی چند سال گذشته کشور ما نیز به طور جدی درگیر مشکل مصرف ماده ای شده که علاوه بر مردان در میان دختران و زنان نیز شایع گردیده است.این ماده شیشه نام دارد.
در ایران قبل از سال ۱۳۸۶ مصرف مواد محرک خصوصا شیشه بسیار محدود بود.
در مطالعه بررسی سریع وضعیت سوء مصرف مواد در ایران که در سال ۱۳۸۳ انجام شدهیچ موردی از مصرف پیدا نشد. همان مطالعه در سال ۱۳۸۶ تکرار شد و این بار سه و نیم درصد مصرف کنندگان شیشه گزارش شد.(دکتر رفیعی و همکاران)
اوج مصرف شیشه از سال ۱۳۸۷ و همزمان با تولید داخلی آن آغاز شد.از آن زمان تا کنون قیمت شیشه از گرمی ۱۲۰ هزار تومان به ۲۵ هزار تومان در سال ۸۸و به حدود۸هزار تومان در سال ۸۹ تقلیل یافته بود.
توزیع کنندگان با این شعار که شیشه مورفین ندارد پس اعتیاد آور نیست مصرف آن را تبلیغ کردند اما واقعیت این است که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیاد آور است که در حال حاضر درمان آن از مشکل ترین درمان های سوءمصرف مواد است.
تفاوت مواد مخدر و محرک در چیست؟
مواد مخدر: به موادی گفته می شود که مصرف آن عملکرد سیستم اعصاب مرکزی را کند می نماید. موادی مانندتریاک-هرویین-کراک
مواد محرک: به موادی گفته می شود که مصرف آن عملکرد سیستم اعصاب مرکزی را تند و تحریک می نماید. موادی مانند کوکایین-شیشه-قرص اکستاسی
این تفاوت در عملکرد مغز باعث می شود که با دو شخصیت کاملا متفاوت روبرو باشیم.
علل تغییر نوع مصرف از مواد مخدر به محرک
۱ـ روحیات.امکانات و شرایط مصرف جوانان با شیشه سازگار تر است تا مواد سنتی مانند تریاک
۲ـ جوانان اعتیاد به تریاک و هرویین و بدبختی های ناشی از آن را دیده اند ولی هنوز شیشه را نمی شناسند.
۳ـ در مقایسه با دو دهه پیش سطح تحصیلات جوانان بسیار بالا آمده و مصرف مواد مخدر نوعی بی کلاسی را در ذهنشان تداعی می کند.
۴ـ مواد مخدر موجب انزوای فرد می شود در صورتی که شیشه فرد را به درون جمع می برد.مصرف کننده ماده مخدر دوست دارد به کناری برود و چرت بزند و سیگار بکشد ولی شیشه فرد را پرحرف،بشاش و پرانرژی می کند و با نفس هیجان طلبی که متناسب با سنین جوانی است انطباق دارد.
۵ـ مواد مخدر و تریاک فرد را خموده و خواب آلود می کند در حالی که شیشه خواب را کم می کند و این مطابق نیاز جمعیت چند میلیونی دانشجویی و جوان ما هم هست(برای بیدار ماندن و درس خواندن)
۶ـ مدت زمانی که مصرف کننده مواد مخدر در طی روز صرف می کند در مقایسه با شیشه بسیار زیاد است
۷ـ مصرف تریاک مقدمات خاص خود و امکانات خاصی را نیاز دارد در حالیکه مصرف شیشه حتی در صورت دودکردن بسیار آسان است.
۸ـ هرویین نامی است مشهور برای مردم ما نامی که همراه با هراس و وحشت مردم ایران هرویین را خوب می شناسند ولی شیشه را نمی شناختند.
۹ـ افت قیمت از گرمی ۱۲۰هزار تومان به گرمی بین ۵ تا ۸ هزار تومان با توجه به ورود نوعی شیشه به نام شیشه ایرانی در بازار که در ساخت آن عناصری چون افدرین-اسیدباطری-وایتکس- اسیدلوله بازکنی و...بکار می رود.
شیوه های مصرف
۱ـ روش دود کردن:که یک روش فوری و آنی است و می تواند روند اعتیاد را تسریع دهد.
۲ـ روش خوراکی:که اگر همراه مشروبات الکلی مصرف شوند باعث می شود که فرد دست به کارهایی بزند که در شرایط عادی هیچگاه آن را انجام نمی دهد(شرم و حیا را از بین می برد.)
۳ـ روش تزریقی: که خطرناک ترین شیوه محسوب می شود.
۴ـ روش مشامی:که به مخاط بینی هم آسیب می زند.
برای دودکردن شیشه از ابزاری بنام پایپ(پیپ شیشه ای)ویا لامپ خودرو یا لامپ یخچال استفاده می کنند.
شیشه با مغز چه می کند؟
برای اینکه بدانیم شیشه بر اعصاب مرکزی و مغز چه تاثیری می گذارد ابتدا به صورت خیلی ساده به نحوه کارکرد مغز می پردازیم.
در سیستم اعصاب مرکزی بین سلولها فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به آنها سیناپس می گویند.برای این که یک سلول بتواند پیامی را به سلول دیگر برساند باید از انتهای خود ماده ای را به داخل این فضای کوچک ترشح کند.این ماده بر روی گیرنده هایی که در ابتدا سلول بعدی قرار دارند می نشیند و به این ترتیب پیام انتقال می یابد به این ماده ترشح شده ناقل عصبی گفته می شود.ناقل های عصبی گوناگونی وجود دارند که در حالات مختلف ترشح می شوند یکی از این ناقل ها دوپامین است که انتقال دهنده پیام لذت است.دوپامین ها درون کیسه مخصوصی قرار دارند.در شرایط عادی دوپامین وارد فضای سیناپسی می شود و پس از لمس کردن گیرنده های سلول بعدی به کیسه بر می گردد و فرد احساس لذت می کند.لذت های زیادی وجود دارند مانند:
بازی کردن-غذا خوردن-مسافرت-امورجنسی وصدها لذت دیگر
با دقت به این اعداد توجه کنید
اگر سطح دوپامین در شرایط عادی ۱۰۰ باشد
با خوردن یک تکه کیک لذیذ سطح آن به ۱۵۰میرسد
از شنیدن یک خبر خوب ممکن است به ۲۰۰ برسد
با مصرف تریاک به ۲۲۰میرسد
با مصرف کوکایین به ۳۵۰میرسد
بایک لذت جنسی به ۴۰۰میرسد
اما با مصرف شیشه سطح آن به حدود ۱۲۰۰ ارتقاء پیدا خواهدکرد یعنی سه برابر لذت جنسی و نزدیک به سه ونیم برابر مصرف کوکایین
این ترشح بیش از اندازه باعث می شود شخص ابتدا علائم بسیار خوبی را تجربه کند از جمله:
احساس سرخوشی نماید.ـ قدرت تمرکز و اعتماد به نفس را در خود بالا ببیند.ـ خطر را از خود دور بداند.
حسهای پنجگانه بسیار عجیب کار می کند.مثلا اگر شما از شنیدن یک موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید کسی که شیشه مصرف کرده برروی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه آن به پرواز در می آید.
بیش از حد حرف می زند مثلا ۶ ساعت حرف می زند.
جسور و بی پروا می شود.ـ جنب و جوش بی حد دارد.ـ افزایش فعالیت جنسی پیدا می نماید.ـ بسیار مهربان و صمیمی می شود.ـ خلاقیتش زیاد می شود.(شخصی که تا دیروز یک خط شعر را نمی توانست حفظ کند،شاعر می شود و شعر می گوید.)ـ در اوائل آثار مصرف شیشه بسیار جذاب است.
اما
در هر بار مصرف شیشه وارد کیسه دوپامین ها می شود و آن ها را آزاد می کند و وقتی دوپامین ها گیرنده های سلول بعدی را لمس کردند در موقع برگشت راه ورود آنها را سد می کند و نمی گذارد که آنها به جای خود برگردند و در نتیجه دوپامین ها در فضای سیناپسی سرگردان می مانند.در این جا مغز آنها را جسم خارجی تلقی کرده و دستور نابودی آنها را می دهد.طبعا تا اثر مصرف شیشه از بین برود و دوپامین های سرگردان بتوانند به کیسه برگردند مقداری از آنها نابود شده اند و این عمل در هر بار مصرف تکرار می شود و در نهایت مصرف کننده شیشه پس از مدتی به فردی تبدیل خواهد شد که میزان دوپامین او کم است و برای چنین فردی لذت بردن به حداقل می رسد و این جاست که میزان مصرف بالا می رود و پدیده تحمل شکل میگیرد.
دوپامین چند کار اصلی انجام میدهد.
توانایی لذت بردن ـ حرکت داشتن ـ انگیزه داشتن ـ تصمیم گیری
و این بدان معنی است که پس از چندی ما با فردی سروکار داریم که:
توانایی لذت بردن ندارد-تحرک ندارد-انگیزه و خیلی موارد دیگر در او تنزل یافته
عوارض کوتاه مدت مصرف شیشه
خون ریزی ـ اضطراب ـ توهم ـ گرفتگی فک ـ پارگی زبان ـ سرگیجه ـ کابوس شبانه ـ افزایش دمای بدن ـ گشاد شدن مردمک ـ تهوع ـ اختلالات جنسی ـ ساییدن دندانها ـ از بین رفتن حافظه کوتاه مدت
عوارض بلند مدت مصرف شیشه
افکار خودکشی ـ رها کردن دوستان پیشین به علت بدبینی به آنها ـ آسیب مغزی ـ آسیب به کلیه ـ پرخاشگری ـ احساس خستگی ـ سقط جنین و..........
جنون شیشه
مهمترین عارضه روانی شیشه روان پریشی یا جنون ناشی از مصرف شیشه است.جنون شیشه با در نظر گرفتن دیگران آغاز می شود.بیمار به دقت اطراف خود را تحت نظر می گیرد و در بسیاری موارد از پنجره همه جا را می بیند حتی ممکن است برای این کار از یک یا چند دوربین قوی هم استفاده کند.بسیار مایل است از ماورای هر چیزی آگاه شود.ولی بعد از مدتی این وضعیت کاملا بر عکس می شود و این بار بیمار تصور می کند که همه او را زیرنظر گرفته اند و در حال جاسوسی از او هستند پنجره ها را می پوشاند پریزهای برق را باز می کند کامپیوتر را جدا جدا می سازد و دائما در این فکر است که دیگران برای نابودی او نقشه کشیده اند شک و بدبینی در حد تهمت زدن و نسبت کارهای ناروا و خلاف اخلاق به خانواده و دوستان باعث تنهایی بیشتر و در نتیجه پیشرفت بیماری می شود.توهم های شنیداری و دیداری نیز از دیگر شاخصه های جنون شیشه است.
چگونه می توانیم مصرف کنندگان مواد و شیشه را به درمان سوق دهیم؟
در ابتدا دانستن این موضوع که فرد در کدام یک از مراحل زیر قرار دارد از اهمیت حیاتی برخوردار است زیرا فرد بسته به این که در چه موقعیتی از مصرف می باشد دارای تفکرات خاص احساسات خاص و روش های ارتباطی خاص آن مرحله است بنابراین اگر بخواهیم کمک کنیم که مصرف کننده مواد تغییر رفتار دهد باید بدانیم که او:
چگونه فکر می کند ـ چگونه احساس می کند ـ چگونه یاد می گیرد ـ چگونه ارتباط برقرار می کند ـ چگونه متقاعد می شود
این که فرد مواد و شیشه مصرف می کند موضوع مهمی است ولی این که در چه مرحله ای از مصرف است از آن مهم تر است.
مصرف کنندگان عموما در یکی از شرایط زیر به سر می برند
۱ـ بدون تردید(پیش تردید) ۲ـ تردید ۳ـ آمادگی ۴ـ اقدام ۵ـ نگه داری ۶ـ عود
آیا تا کنون از خود پرسیده ایم که عزیزانمان در کدام مرحله قرار دارند؟
آگاهی از این امر برای خانواده بسیار مهم است آنها باید بدانند که چه اطلاعاتی برای هر مرحله مورد نیاز است و برای آن چه باید کرد.زیرا هر کسی یک برنامه و یک طرح درمان خاص خودش را لازم دارد و نمی توان برای همه از یک روش سود برد.
در این قسمت ابتدا کمی در مورد مراحل ذکر شده مطالبی را بیان می نماییم:
۱ـ مرحله پیش تردید
کسی که در این مرحله قرار دارد باورش این است که من مشکلی ندارم و مصرف شیشه هیچ آسیبی برای من ندارد باور دارد که من معتاد نیستم و مصرف شیشه حال مرا خوب می کند و احساسات جالبی را تجربه می کنم.
۲ـ مرحله تردید
مشخصه اصلی این مرحله دو دلی است یعنی فرد هم دلش می خواهد مصرف کند و هم متوجه یکسری مشکلات ناشی از مصرف در اطرافش شده است. مانند اختلافات و درگیریها
۳ـ مرحله آمادگی
در این مرحله فرد با اینکه به مصرف خود ادامه می دهد ولی بنا به دلایل درونی و بیرونی ضرورت تغییر را در خود احساس می کند. از علائم این مرحله این است که شخص با شما بحث نمی کند و بیشتر می پرسد که چه باید بکنم و از شما راهنمایی و کمک می خواهد و مایل است از انواع روشهای درمان اطلاع یابد.
۴ـ مرحله اقدام
در این مرحله فرد با توجه به امکانات و ویژگیهای خود یکی از روشهای درمانی را انتخاب کرده و به حوزه درمان وارد می شود. این روش ها می تواند بستری شدن در بیمارستان ها، بستری شدن در کمپ ها،درمانهای سرپایی در کلینیک ها و بستری شدن در منزل باشد.
۵ـ مرحله نگه داری
در این مرحله شخص پس از سپری کردن دوره کناره گیری(در کمپ یا سایر مراکز) با داشتن برنامه هایی به طی کردن مسیر بهبودی ادامه می دهد.
۶ـ مرحله عود
فرد پس از بازگشت از کمپ ها یا سایر مراکز درمانی به دلایل گوناگون ممکن است دوباره به مصرف روی آورد.
برای هر یک از مراحل فوق چه باید کرد؟
۱ـ برای مرحله پیش تردید
یعنی مرحله ای که فرد بدون هیچ تردیدی به مصرف خود ادامه می دهد و حتی مصرف مواد را انکار می کند.
با توجه به اینکه اعتیاد یک بیماری خانوادگی است در این مرحله ابتدا خانواده باید درمان را از خود شروع کند و اطلاعات خویش در مورد اعتیاد و نوع مواد مصرفی به ویژه شیشه را بالا ببرد شرکت در برنامه های توجیهی خانواده و آرامشی نسبی ناشی از شرکت در این جلسات عامل مهمی است که در ورود فرد مصرف کننده به درمان تاثیر به سزایی دارد.
معمولا فرد در این مرحله از پدر و مادر یا همسر حرف شنوی ندارد بنابراین کسانی که شخص به نوعی از آنها تاثیر پذیری دارد را شناسایی کرده(خانواده ها در این مورد عجولانه می گویند هیچ کس نیست ولی تجربه نشان داده که بعد از کمی فکر کردن این افراد شناسایی شده اند.)وآنها را پیش مشاور خودتان ببرید تا آموزش لازم برای مواجهه با فرد را کسب نمایند.
افراد آموزش دیده و تاثیرگذار در این مرحله کارشان این است که در فرد ایجاد تردید نمایند یعنی فقط یک مرحله او را جلوتر بیاورند و نه بیشتر
برای ایجاد تردید بهترین شیوه این است که ابتدا از این سوالات شروع کرد.
فرد تاثیرگذار:مصرف شیشه چه چیزهای خوبی را برایت داشته؟
و اجازه دهیم که کاملا آزادانه از مزایای مصرف بگوید.بعد بپرسیم
چه چیزهایی کمتر خوبی برایت داشته؟
توجه:نمی گوییم بد چون ممکن است او مقاومت کند و مواظب باشیم که هر جا مقاومت از طرف فرد بوجود آمد با او وارد بحث نشویم بلکه مقاومت را دور بزنیم.اگر فرد به مشکلی اشاره کرد همان مشکل را به مصرف مواد ربط می دهیم مثلا با این سوال
فکر نمی کنی این موضوع به مصرف شیشه ربط دارد؟
و اگر فرد به مشکلی اشاره نکرد خودمان یکی از آنها را در قالب سوال فوق مطرح می کنیم مثلا
این که می گویی پدرم اذیتم می کند بخاطر مصرف شیشه نیست؟
دادن اطلاعات در مورد شیشه نیز یکی از کارهایی است که می توان در این مرحله انجام داد.
نصیحت کردن.طعنه زدن و تهدید کردن را باید کنار گذاشت و فقط هدف این باشد که در او ایجاد تردید کنیم نه بیشتر کارهای دیگر در این مرحله می تواند به این صورت باشد که هر جا لازم دیدید عبارات فرد را به صورت خنثی به خودش بر گردانید مثلا:
مصرف کننده:من نمی خواهم شیشه را ترک کنم
فردتاثیر گذار:شما فکر می کنید ترک شیشه فایده ای ندارد.
بزرگ نمایی کنید مثلا
فرد مصرف کننده:من نمی دانم چرا زنم نگران مصرف شیشه من شده
فرد تاثیر گذار:پس شما فکر می کنید همسرتان بدون دلیل نگران شما شده؟
موافقت کنید ولی با تغییر جهت مثلا
مصرف کننده:شما هم اگر این قدر خانواده اذیتتان می کرد مصرف می کردید
فرد تاثیر گذار:من هم موافقم مصرف شیشه مشکل کل خانواده است.
در این جا خانواده باید درمان را ادامه دهد و به فرد مصرف کننده بگوید فقط به خاطر تو نیست که جلسه می رویم.بلکه همگی بیمار هستیم و سپس تغییرات خود را به نمایش بگذارند و فرد ببیند که آنها(عوض شده اند)و در نتیجه در او ایجاد تردید شود.
۲ـ برای مرحله تردید
در این مرحله نیز خانواده ابتدا پیش مشاور رفته و اطلاعات خود را بالا می برد و مانند مرحله قبل افراد تاثیرگذار را شناسایی می کنند و آنها را پیش مشاور تحت آموزش قرار می دهند.
مواردی که باید افراد آموزش دیده در این مرحله رعایت کنند عبارت است از:
همدلی کردن-ایجاد تضاد-خودداری از جر و بحث-مدارا با مقاومت-حمایت از توان مندیهای فرد-افراد آموزش دیده نقششان این است که در این مرحله روی دو دلی فرد مصرف کننده کار کنند و تا می توانند به تردیدهای شخص دامن بزنند تا او را به مرحله آمادگی بیاورند.
برای این منظور می توان این گونه سوالاتی را طرح نمود:
چه مشکلی در خصوص مصرف شیشه داشتی؟
مصرف شیشه چگونه مانع انجام کارهایی که داشتی شد؟
مصرف مواد چگونه به دیگران و اطرافیان شما آسیب زد؟
نکته مهم:(ما جواب نمی دهیم بلکه می گذاریم فرد پاسخ دهد.)
نصیحت نکنید که مثلا قیافه ات را ببین-تحصیلاتت را ببین و......
به فرد کمک کنید که مشکلاتش را شناسایی کند(مشکلاتی که ناشی از مصرف مواد است)
به فرد کمک کنید که نگرانیش در مورد مصرف را حفظ کند مثلا با طرح این سوال:
اگر مصرف را کنار نگذاری چه می شود؟
فرد ممکن است جواب بدهد:همسرم می رود.کارم را از دست می دهم.رابطه ام با خانواده به هم می خورد.
(تمام این ها یعنی اینکه تردید ها دارد زیاد می شود.)
اضطراب فرد را در این مرحله کم می کنیم.مثلا تو این کار را بکن من به خانواده می گویم کمکت کنند.
به فرد کمک کنیم تا قصد و نیت تغییر را در خود تقویت کند.مثلا با این سوال:
اگر موفق شوی مصرف را کنار بگذاری چه چیزهایی در زندگیت تغییر خواهند کرد؟
باید توجه داشت که بیمار مشکلات و مصرف کردن مواد را مربوط به هم نمی داند و آنها را مانند دو جزیره ای می داند که از هم جدا هستند و کار ما این است که این دو جزیره را به هم وصل کنیم و نشان دهیم که مشکلات و مصرف مواد به هم مربوط هستند ودر نهایت به او بگوییم که این خود تو هستی که باید تصمیم بگیری و هیچ کس نمی تواند برای تو تصمیم بگیرد.
۳ـ مرحله آمادگی
در این مرحله انواع روشهای درمانی را برای فرد مصرف کننده توضیح می دهیم و متناسب با تجربیات قبلی با بیمار بر سر یک روش درمانی به توافق می رسیم.
برخی از این روشها عبارتند از:
روش بستری و اقامتی میان مدت در کانونهای تولد دوباره تلفن ۷ ـ ۶ ۶۶۰۲۱۵۹
روش سرپایی ماتربکس
روش بستری در مراکز روان پزشکی
ضمنا می توانید از خط مشاوره ملی اعتیاد تلفن ۰۹۶۲۸ کمک و راهنمایی بیشتری دریافت نمایید.
۴ـ مرحله اقدام
همان گونه که گفته شده پس از توافق با بیمار بر سر یک روش درمانی متناسب با بوجه و تجربیات قبلی از روش های یاد شده یکی را انتخاب نموده و همراه بیمار وارد حوزه درمان می شویم.یعنی اینکه خودمان هم پا به پای بیمار آموزشهای ضروری را جهت تغییر خود و روش برخورد با فرد را فرا بگیریم و از آن جا که بیماری اعتیاد یک بیماری خانوادگی است این آموزشها از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
۵ـ مرحله نگه داری
در این مرحله فرد وارد درمان شده است و هدف نگه داری و حفظ بهبودی و عدم لغزش است.
این مرحله از بخشهای زیر تشکیل شده است.
مرحله کناره گیری:( ۲ـ۱ هفته)
در روزهای اول پس از قطع مصرف مواد بعضی افراد دچار علایم مشکلی می شوند.شدت علایم بستگی به مقدار ،دفعات و نوع مواد مصرفی دارد.در افرادی که شیشه و مواد محرک مصرف می کنند این علایم شامل:(افسردگی،انرژی کم، مشکل در خوابیدن یا خواب بیش از اندازه،اشتهای زیاد و اشکال در تمرکز و....)می باشد.
پرهیز اولیه(۴ هفته پس از ترک)
برای افرادی که مواد محرک مصرف کرده اند این دوران ماه عسل نامیده میشود.اکثرافراد در این دوران احساس خوبی دارند و فکر می کنند شفا یافته اند.بنابراین ممکن است درمان را رها کنند.اگر بیمار در این دوران انرژی،شور و اشتیاق و خوش بینی خود را به سمت فعالیت های بهبودی ببرد بستر مناسبی برای موفقیت بعدی فراهم کرده است.
پرهیز طولانی مدت(۳/۵ماه پس از پرهیز اولیه)
از ۶ هفته تا ۵ ماه پس از قطع مواد بیماران ممکن است دچار علائم مشکل ساز و آزار دهنده ای شوند. علت این علائم ادامه روند بهبود مغز می باشد و نام این مرحله دیوار می باشد.اگر بیماران پرهیز را ادامه دهند این علائم رفع خواهد شد.ورزش در این مرحله بسیار سودمند است همچنین برای این مرحله باید برنامه روزانه داشت و تمام وقت را با برنامه پر کرد، در این برنامه ریزی به موضوعات کار،جلسه و تفریح وسرگرمی باید اهمیت خاصی داد.
تطبیق دوباره(۲ ماه پس از پرهیز طولانی مدت)
بعد از ۵ ماه مغز بطور قابل ملاحظه ای بهبود یافته است.اکنون زمان آن است که بیمار به شکلی زندگی کند که فعالیت او در جهت ادامه بهبودی باشد.
ازآنجا که ولع مصرف بعد از شش ماه از بهبودی کاهش می یابد بیماران ممکن است خطر بازگشت را دست کم بگیرند و خود را در موقعیت های پر خطر قرار دهند و خطر بازگشت را زیاد کنند.
۶ـ مرحله عود
موضوع بیماری همراه را بررسی کنید.(برای این کار به مقاله عود و رابطه آن با بیماری های همراه به ویژه افسردگی مراجعه نمایید.)
خونسردی خود را حفظ نمایید و علل عود را به همراه بیمار بررسی کنید و فرد را به ادامه درمان تشویق نمایید.
در چه شرایطی فرد را باید به اجبار به مراکز درمانی رساند؟
در مورد وجود علائم زیر بستری در اورژانس لازم است.
- تب بالا
- تشنج
- روان پریشی (که در این مرحله به مراکز روان پزشکی مانند مرکز روان پزشکی ایران-مرکز روان پزشکی آزادی-بیمارستان روزبه-بیمارستان رازی و...مراجعه کنید تا فرد را از حالت روان پریشی بیرون بیاورند سپس از افراد تاثیر گذار بخواهید تا متناسب با حالتی که فرد در آن قرار دارد او را به ادامه درمان تشویق نمایند.)
آنچه که خانواده باید در مورد افراد دچار جنون رعایت کنند
از آنجا که چنین افرادی قدرت قضاوت ندارند و پیشنهاد و توصیه ها را درک نمی کنند لازم است که:
با بیمار بحث نکنید.ـ بیمار را تهدید نکنید.ـ در صورت قرار گرفتن در خطر از منزل خارج شوید و از پلیس کمک بگیرید.ـ باج ندهید.ـ تطمیع نکنید.