X
تبلیغات
معتادان گمنام

معتادان گمنام

راه کار های بهبودی

تجربیات یک همدرد2

                              به نام خدا

قدم هفتم

ما آماده شدیم که خداوند کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

 

وقتی تصمیم گرفته باشیم بگذاریم خداوند ما را از عوامل بی فایده و نابود کننده شخصیتمان خلاص کند،در قدم هفت هستیم.

مهمترین چیزی که بعنوان ابزار در قدم هفتم لازم داریم تواضع و فروتنی است، یعنی پذیرفتن خود بصورت واقعی و ترسیم واقع بینانه از خود واقعی ام و کوشش صادقانه برای اینکه خودم باشم به هر صورتی که هستم.(تظاهر ممنوع ، خوبیها و بدی هایمان با هم دیده شود)

فروتنی با تحقیر و تن دادن به هر کاری،مغایر است.

فروتنی یعنی اینکه بدانیم از دست خودمان کاری ساخته نیست و همه کاره خداست و فروتنی مایه اصلی قدم هفتم است.

در قدم هفتم نکات مثبت و نیرومند خود را شناسایی می کنیم. شرط برطرف شدن کمبودها،احتیاج به تسلیمی بی نهایت عمیق تر و بنیانی تر از تسلیم اولیه می باشد. پذیرفتن بیماری و پذیرش کمبودهای ناشی از این مهمترین ارکان قدم هفتم است. ما باید با صادق ترین و روحانی ترین قسمت وجود خود درخواست رفع این کمبودها را بنمائیم.(تمایل)

صبر – اعتماد به خدا – صداقت – عدم تعقیب نواقص و پرهیز از جنگ و گریز – تسلیم – فروتنی – تواضع و تمایل ابزارهای مورد نیاز برای کارکردن قدم هفتم است.

باید بدانیم که بهترین،فرا نرسیده ولی منتظر ماست.در NA (برنامه بهبودی) آن چیزی درست است که کار می کند.نیروی برتر ما در قدم هفتم همیشه آن چیزهایی را که به آنها احتیاج داریم برآورده می کند به شرط بکارگیری ابزار ذکر شده بالا.

ما کار خود را انجام می دهیم و اطمینان داریم که هرگاه او صلاح بداند کار خود را انجام می دهد، مگر ادعا کنیم خرد ما از او بیشتر است.در این قدم بیش از حد به خود سخت گیر نمی شویم.

قدم هفتم درمان و شفا نیست ولی به ما آزادی انتخاب می دهد. دیگرزندگی به روال روحانی یک رویا نیست. درگذشته سعی ما صرف ارضای نیازهای مادی می شد و نیازهای دیگر اصلا برای مان معنی نداشت. آیا این یک سرور واقعی نیست؟

برای دیدن معجزه کافیست چشمان خود را باز کنیم،وقت آن است که از خداوند طلب کمک کنیم و روز به روز تغییر کنیم و وارد مسیر اصلی زندگی شویم.

من می توانم بهترین دوست خود باشم یا بدترین دشمن خود.

قدم ششم :نواقص اخلاقی چیزهایی است که نباید داشته باشم ولی دارم.معایب اخلاقی

قدم هفتم:کمبودهای اخلاقی چیزهایی که باید داشته باشم ولی ندارم.محاسن اخلاقی

 

نواقص اخلاقی

کمبودهای اخلاقی

تکامل پرستی – تمایل گرایی

میل به پیشرفت

نا شکری و نارضایتی

شکرگزاری و رضایت

ناسپاسی

قدردانی

دلسوزی به حال خود

بخشش خود

خود را محکوم کردن

بها دادن به وجود خود

ناصادقی – بی صداقتی

صداقت

تعجیل

صبر

نفرت

عشق

رنجش

بخشش

غرور بیش از حد و نابجا

اعتماد به نفس

سوءظن و بی اعتمادی

اعتماد

حسادت

شکر گزاری به خاطر داشته ها

بی انصافی – حق کشی

انصاف

تنبلی

فعالیت

کار امروز به فردا انداختن

رسیدگی به همه امور در اولین فرصت

ظاهر سازی

رک گویی

طمع

سخاوت

ترس

ایمان

تفاوت

تشابه

لجاجت

پشتکار

خود محوری

خدا محوری

غیبت و بدگویی

توجه به ضعفها و کمبودهای خود

عدم پذیرش

کنترل نکردن و پذیرش واقعیات

دعای قدم هفتم

آفریدگارا

من اکنون آماده ام که تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم

تمنا دارم یک یک نقس های درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعانم است

بر طرف کنی و قدرتی عطا فرمایی تا از این پس به خدمتت کمربندم

آمین

                                    بنام خدا

قدم هشتم

ما فهرستی از تمام کسانی که آزار داده بودیم تهیه کردیم و خواستار جبران خسارت از تمامی آنان شدیم.

در قدمهای قبلی صلح با خود و صلح با خدا  شروع شد و اکنون نوبت دیگران است.جارو کشی گرد و خاک دارد.

تواضع و فروتنی جدیدی را که کسب کرده ایم در این قدم امتحان می کنیم. مفهوم دیگر قدم هشتم آرامش در کنار دیگران است.تمایل و آمادگی حرف اول در قدم هشت می باشد و ما می خواهیم در این قدم از قید گذشته رها شویم.

ما آنقدر درد کشیده ایم که هر چه از دستمان برآید انجام می دهیم. قدم هشتم را در شرایطی انجام می دهیم که گویی قدم نهم وجود ندارد. تصویر و تجسم جبران خسارت می تواند سد راه تهیه فهرست باشد.

لازمه قدم هشتم،صداقت و شجاعت است که در قدم چهارم تمرین کرده ایم. ما حتی اگر از کسی هم خوشمان نیاید باید دندان روی جگر بگذاریم و اسامی افراد بدون توجه به رنجشهای ما از آنان فهرست شود. به این مفهوم که ما با آنها چه کرده ایم و نه اینکه آنها با ما چه کرده اند.

آفات قدم هشتم

صالح دانستن خود و توجیه عملکرد - منظور من این نبود یا آن نبود نداریم - بهانه جویی و توجیه ممنوع است -  در قدم هشتم مسائل را جمع جبری نمی کنیم- قــضاوت در مــورد دیگران حـال ما را خـراب مــی کند- از افراط و تفریط پرهیز

می کنیم.

در این قدم باید تشخیص دهیم به چه کسانی صدمه زده ایم؟ وصدمه چه بوده است؟ همچنین باید تمایل به جبران داشته باشیم. هر نوع صدمه و آزار موضوع قدم هشتم خواهد بود. آزار،شامل لطمات روحی و جسمی و صدمات،شامل لطمات و آسیبهای مادی و معنوی

آزار چیست؟

هر گاه دیگران به نوعی تحت تاثیر عملی که از ما سر زده است دچار ناراحتی شده باشند عمل مذکور یک آزار است.

از کجا بدانم آزار داده ام؟

جای خود را با دیگران عوض می کنم.

قدم هشتم سخت است ولی باید ببینیم برای تغییر چقدر حاضریم تاوان بدهیم؟

یک نیروی برتر در زندگی ما مشغول فعالیت است و ما را برای جبران خسارت یاری می کند. هر چه بیشتر متوجه نیاز خود به بخشودگی،میشویم،بیشتر به بخشیدن و گذشت کردن تمایل پیدا می کنیم.

     قدم هشتم یا کلید رهایی

بدانیم چقدر جدی آزار داده ایم.(تعویض جای خود با دیگران)

از صمیم قلب برای آنچه کرده ایم متاسف باشیم.

به خسارت دیدگان بفهمانیم که آرزو داریم بتوانیم بدی هایمان را جبران کنیم

دیگر عمدٲ باعث خرابی زندگی دیگران نشویم.

جبران خسارت به معنای تغییر کردن است نه صرفٲ معذرت خواهی.

 

افرادی که باید در لیست قرار بگیرند:

 

افراد خسارت دیده زمان مصرف

افراد خسارت دیده زمان بهبودی. خصوصٲ دوستان جدید

افراد خسارت دیده که قرار است تا آخر عمر با آنها مرتبط باشیم.

سوال یک:آیا احساس وصل بودن و یا مربوط به دیگران بودن را داریم؟

سوال دو:آیا احساس همدلی و ملاطفت با دیگران را داریم؟

 

چگونگی تهیه لیست

    اسم اشخاص و سازمانها    نوع صدمه یا آزار    نوع جبران

******************************

                                     بنام خدا

قدم نهم

ما بطور مستقیم در هر کجا که امکان داشت از افرادی که به آنها آزار رسانده بودیم،جبران خسارت نمودیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران زیان وارد نماید.

قدم نهم سحرگاه بازیابی است. جبران خسارت دو طرفه:هم از خودمان و هم از دیگران . تبدیل سرافکندگی به سرافرازی (بارادوکس).به ظاهر متضاد و متناقص ولی در واقع با سرافکندگی برای جبران خسارت جلو می رویم سپس با نتیجه کار که حال خوب،افتخار و سرافرازی است باز می گردیم.

موانع انجام قدم نهم

ترس – غرور – خجالت – تعلل

این موانع را با دعا و ایمان به اینکه کار درستی انجام می دهیم برطرف می کنیم.

برای هر جبران خسارت دعا میکنیم که خداوند ترس یا غرور یا خجالت یا تعلل را از ما دور کند،اعلام نیاز به کمک خداوند و درخواست مرتب نیرو.

دعا خطاب به خداوند:این تویی که مرا می بری – خودم نیستم و اگر خودم بودم نمی کردم.(خودم یعنی ترس – غرور – خجالت و تعلل)

بعد از دعا احساس می کنیم که او در کنار ماست و راهنمائیهای لازم را می دهد. در قدم هشتم از خطاهایمان آگاهی یافتیم و در قدم نهم از این مرحله فراتر می رویم

خلاصی از مواد مخدر و اعتیاد تنها در صورتی امکان پذیر است که با تمام وجود جبران خسارت کنیم.

فاکتورهای مورد نیاز در قدم نهم

آمادگی و تمایل (یادآوری اینکه برای بهبودی حاضر به انجام هر کاری هستم حتی در صورت زیان شخصی) – تواضع و فروتنی (مقصریم) – عدم توجه به عکس العمل مردم – شهامت و ایمان – نه احساس غرور نه احساس حقارت – صداقت – بکار بردن حداکثر توان خود – نمایش بهترین خود و حداکثر تلاش

توضیح:عدم توجه به عکس العمل مردم،می توان انتظار وقوع اتفاقات مختلف را داشت بیرون کردن – اطلاع به پلیس – تحقیر و ... بهرحال مردم چه ما را قبول کنند و چه نکنند،ما باید کار خود را انجام دهیم.

صداقت :خلوص نیت،تاثیر شگفت انگیزی روی طرفهای مقابل ما می گذارد.پس صادقانه مسئله را شرح داده بطوری که حسن نیت ما،برای طرف روشن شود.

شهامت و ایمان:ایمان و شهامت بسیاری جهت ادای دین و جبران خسارت لازم است و فقط با کمک نیروی برتر میتوان از عهده آن برآمد.

معمولا شروع جبران خسارت از خانواده تمرین خوبی است.نوع خطا باید بصورت دقیق گفته و اعتراف شود و سربسته نباشد. نوع خطایی منجر به ایراد زبان و صدمه و خسارت را بصورت مستقیم با شخص مربوطه در میان می گذاریم و نه بصورت پیغام دادن و با واسطه.

اگر جبران خسارت مستقیم خطرناک است و جـدٲ هیچ راهـی نـیست بـصورت غیر مستقیم انجام می دهیم. در صورت خسارات مالی بی مایه فتیر است. منتظر پول دار شدن در مورد خسارات مالی نمی شویم. به محض پرداخت بخشی از خسارتهای مالی ما در مسیر هستیم و قطار بهبودی،روی ریل است.

مبالغ بدهی را نسبت به درآمد و مخارج خودمان تعیین (تقسیط)می کنیم. تمایل به جبران خسارت نباید بر مبنای بخشش و نخواستن مردم باشد. با راهنما مشخص می کنیم به چه دلیل برای جبران این مورد بخصوص می رویم و انگیزه فقط باید جبران خسارت و در مسیر بهبودی باشد.

در خسارت دو طرفه ،مسئله خود را نادیده می گیریم و دیگران را وادار به اعتراف در مورد خودتان نمی کنیم.ما در مورد بعضی مسائل نمی توانیم وجدان خود را به قیمت ناراحتی دیگران راحت کنیم.(مثلا افکار بد راجع به مردم بدون اینکه بدانند.)یادمان باشد که ما کفاره اشتباهات و ایراد خسارات و آزارهایمان را می پردازیم.

درد و رنج جبران خسارت خود باعث این است که دیگر خسارت وارد نکنیم.

افراط گرایی ممنوع. مهم این است که ما از صمیم قلب و بطور مطلق بیشترین و بهترین سعی خود را انجام دهیم و درست زمانی که با این وضعیت حرکت کنیم، کار تمام است. اگر شخص مقابل می خواهد کینه و دلخوری را تا آخر با خود حمل کند،برایش دعا می کنیم. ما برای جبران خسارت می رویم ونه به دنبال کسب بخشش و انگیزه بخشش را به طرف مقابل تحمیل نمی کنیم.

در طرف مقابل احساس گناه بوجود نمی آوریم،همچنین دردی را نیز در طرف مقابل ایجاد نمی کنیم. مثلا بگویم همه بخشیده اند جز تو و یا مثلا اگر تو اینگونه رفتار نمی کردی اصلا مسئله ای بوجود نمی آمد و غیره...

در قدم نهم حلالیت مذهبی در نظر نیست بلکه جبران خسارت مورد نظر است. وقتی سعی در جبران خسارت می کنیم،نمی خواهیم بگوئیم مقدس،روحانی،لوطی و مشتی هستیم. بلکه می خواهیم بگوئیم که دزد – خیانت کار – و یا... بوده ایم ولی دیگر نمی خواهیم باشیم.(بسته به نوع خسارت)

در مورد خسارتهای جنسی :خسارت جدیدی بوجود نیاید. بهترین گزینه عدم تکرار مانع اینکار توسط دیگران شدن می باشد.

ممکن است ما در اجرای جبران خسارت دچار زیان شخصی شویم که مهم نیست. هیچ چیز نباید موجب تزلزل ما در انجام این قدم شود،چون می خواهیم آزاد شویم. عدم توجه به عکس العمل:می توان و باید انتظار برخوردهای متفاوتی را داشت. برای انجام قدم نهم ایمان – شجاعت – صداقت و پشتکار لازم است. اهمیت راهنما و مشورت در زمینه انجام این قدم فراموش نشود.

می توانیم لیست خسارت دیدگان را به دیوار و در معرض دیدمان بزنیم،البته با حفظ گمنامی. اولویت با کسانی است که بیشتر آزارمان می دهد. برای تمرین و تشویق از موارد آسانتر می توان شروع کرد.

فقط با نیروی برتر می توان از عهده این مهم برآمد.دعا فراموش نشود.تماس با شخصی که هنوز داغ است می تواند اشتباه باشد حتی خطرناک.

 

در مورد خسارتهای مزمن (با زمان طولانی)بصورت کاملا شسته و رفته نمی توان کاری انجام داد،هرگز کامل نیست لذا باید از یک جا با گشودن روزنه ای شروع کرد.

جبران خسارت موجب رهائی ما می شود و این رهایی بسته به میزان سرمایه گذاری ما دارد. مشورت با اهل فن – وکلا – قضات و نیز موقع شناسی و سلیقه بسیار موثر است. در دام اینکه جبران خسارت ما چه نتیجه ای خواهد داشت (حدس زدن )نباید افتاد. تمرکز به روی هدف قدم نهم لازم است. جبران خسارت معذرت خواهی نیست.

 

دستاوردهای قدم نهم

 

١)رسیدن به مقام والاتری در انسانیت. ٢) پاسخ مثبت به دعوت نیروی برتر

٣) اثبات خدا گونه بودن. ٤) احترام به احساسات سایرین.٥) احساس رضایت درونی.   ٦) عزت نفس. ٧) گسترش آزادیهای شخصی. ٨) رسیدن به دوازده قول برنامه. ٩)سرفرازی. ١٠) احساس انسان بودن. ١١) نیاز به بخشیده شدن و در نتیجه بخشنده شدن.

سوالات: زمان مناسب برای طرح این سوالات اکنون است.

١) کدامیک از رفتارهای من نیاز به اصلاح دارد تا موجب خسارات جدید نشود؟

٢) چه اقداماتی جهت آماده شدن خود برای انجام این قدم،صورت داده ام؟

٣) آیا از لحاظ روحانی آماده جبران خسارت های سنگین و روبرویی با نتایج احتمالی آن هستم؟

*********************

                                  بنام خدا

قدم دهم

ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعا به آن اقرار نمودیم.

رسالت همه قدمها برداشتن موانع موجود بین ما و خداوند است.

زندگی روحانی تئوری نیست بلکه باید عملا به آن طریق زندگی کنیم.در برنامه بهبودی سفری را شروع می کنیم که مقصد قلب ماست،آنجا که خداوند و بهشت او آنجاست.قدمهای چهارم – ششم – هشتم و دهم تجربه نوشتن در برنامه دوازده قدمی معتادان گمنام است و البته محاسن زیادی برای مان داشت و هیچ بدی از آنها حاصل نشد. بنابراین نوشتن را ادامه می دهیم. آنچه در طول مسیر قدمها و بهبودی بدست آوردیم :اقرار – تسلیم – پذیرفتن عجز – سلامت عقل – سپردن به او – ارزیابی خودمان – مواجهه با خودمان – پذیرش مسئولیت و جبران خسارت و...

آموختن اینکه (هر وقت در اشتباه بودیم) آزادی تجربه نشده ای را برای ما به ارمغان می آورد.

ادامه دادیم،در این قدم مساویست با اینکه هر روز بیشتر از عواطف و وضعیت روانی خود آگاه می شویم.

چرا تراز روزانه؟ جواب:زیرا یک برنامه خوب و منظم برای امروز،بهتر از یک برنامه ایده ال و خیالی برای فرداست.

چرا سریعا؟ جواب :انباشته شدن مسائل –اقرار نکردن – کینه های ریزریز – خودخواهی – بخشش و ترس – خشم و نادرستی و ... بتدریج کار دستمان می دهد.

یکی از بهترین دلایل ندیدن خداوند:وجود کینه و نفرت است حتی اگر بحق باشد.

کینه و نفرت، دشمن شماره یک ماست و مهم نیست از کی و از چی.

تراز می نویسیم تا عیوب خود را پیدا کنیم، چون اگر حواس مان جمع عیوبمان نباشد در بن بست گرفتار می شویم.

حافظه قدم دهم ما را در تشخیص اشتباهاتمان خبره و حرفه ای می کند.(سطل و قایق)

قدم چهارم :رهایی از خرابکاریهای گذشته.

قدم دهم :رهایی از خرابکاریهای امروز.

قدم ده را همانقدر جدی می گیریم که قدم چهار را جدی گرفتیم.

قدم ده قدم نگهداری و نگهبانی از دستاوردهای نه قدم قبلی است.

ترازنامه روزانه دیدبان گنج بزرگی است که بدست آورده ایم.

قدم ده کمی ها و کسری های ما را آشکار می سازد.

قدم ده صفتهای موجود در کارکرد قدمهای قبلی را روشن می سازد.

قدم ده واقعیتهای روزمان را روشن می کند تا بتوانیم آنرا با کس دیگری در میان بگذاریم.

قدم ده به بررسی هر اتفاقی می پردازد که رابطه و برخورد من با آن اتفاق درست نبوده.  

قدم دهم جد و جهد بی حسابی برای محکوم کردن خود نیست.

به هنگام شناسایی یک صفت خوب در خود درک می کنیم که آن صفت هدیه خداوند است و برای آن شکرگزاری می کنیم.

تراز روزانه مساوی نیست با اینکه امروز چقدر بد بوده ام. افراط ممنوع.

سلسله مراحل قدم دهم:فقط برای امروز – آگاهی از افکار و احساسات و رفتار و معیارهای خودمان – کار به روی مواردی که باید تغییر کند.*تراز یعنی اینکه امروز چه پیش آمده و ما چه عکس العملی نشان داده ایم؟

در قدم دهم باید بطور مرتب مواظب خودخواهی – نادرستی – رنجش و خشم و ترس خود باشیم و وقتی پیدایشان شد،فورٲاز خداوند می خواهیم آنها را برطرف کند و مسئله را با یک نفر دیگر در میان می گذاریم.

با دیدن بدیها ناامید نمی شویم،حداقل این است که خود را شناخته ایم.کسی که وجودش پر از احساس تاسف نسبت به خود است،قادر به پیشرفت روحانی نیست و اگر دقت کنیم می بینیم که وضعیتمان نسبت به گذشته خودمان خیلی بهتر است.

ما رشد کرده ایم و برای تداوم این رشد به قدم دهم نیاز داریم.

قدم دهم آینه قوی برنامه است. قدم دهم قدم پیشگیری است،ایجاد آگاهی از اینکه در زندگی امروز ما چه کرده ایم؟

در قدم دهم تماس روزانه با احساسات و افکارمان و روحیه مان پیدا می کنیم و خواهیم دانست،کجا از استانداردهای روحانی خود خارج شده ایم و به کم و کیف مسائل روزانه مان تا، تر و تازه هستندو تا قبل از اینکه حالمان بد شود می پردازیم.

برای کار کردن قدم دهم به انضباط – تامل و عدم توجیه و صداقت همچنین پشتکار نیاز داریم.

*****************************

                                            بنام خدا

قدم یازدهم

ما از راه دعا و مراقبه خواهان بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند،بدانگونه که او را درک می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.

روش دعا و نیایش ما در گذشته بر پایه صحیحی استوار نبوده است،زیرا خواسته وآرزوهای خود را به خداوند دیکته می کردیم.

حضور خداوند در زندگی قبلی ما یا نبوده یا تیره و تار بوده و فقط در اوقات گرفتاری به یاد او بودیم.

من در مقام و موقعیتی نیستم تا از خداوند بخواهم کار بخصوصی را انجام دهد،

مگر مدعی خیر و شعور بیشتری از او باشم.

ما با خداوند راجع به خواسته هایمان چانه زنی نمی کنیم.

دعا هر چقدر هم ساده باشد،روح ما را صیقل خواهد داد.

در دعا هویت خود را (ضعیف – ناتوان – دچارکمبودها و نواقص از هر جهت) پیدا می کنیم و وقتی در مورد نواقص اخلاقی خود با خداوند صحبت می کنیم و در مورد آنها دعا می کنیم به نحوی هویتمان بیشتر و بهتر شناسایی می شود،مانند (اقرار بخاطر عجز در قدم یک)

دعا باعث اتصال روح ما با خداوند خواهد شد.( مانند اتصال کابل با منبع انرژی)

دعا باید بصورت یک اصل در زندگی در آید،چون دعا باعث بسیج نیروهای درونی شده و در دعا است که راه حل ها نمایان خواهد شد.

دعا یعنی در میان گذاشتن مسائل و مشکلات خود با خداوند.

همانطور که بدن ما به اکسیژن و آب نیاز دارد،روح ما نیز به دعا و نیایش نیازمند است.

دعا و نیایش در قدم یازده ستونهای هستند که زندگی ما بر روی آنها استوار است،بنابراین هر روز خود را با دعا و نیایش آغاز می کنیم.

اعتقاد و اعتماد من به خداوند سرچشمه تمام قدرت من است و زمانی انرژی من تمام می شود که از قدرت او غافل می شوم و تا زمانی که خداوند را پیدا نکرده ام نمی توانم زندگی خود را اداره کنم.

هر کسی که دعا کردن را یاد بگیرد،قطعا آن را ادامه خواهد داد و کسانی دعا و نیایش را مسخره میکنند که تا به حال آنرا تجربه نکرده اند.

فقط با یافتن خداوند بوسیله دعا و اعتماد به او ( رشد روحانی )می توان از رنج بیماری خلاص شد.

دستاورد دعا آرامش فکر و روشن شدن ذهن است و بدیهی است که فکر آزاد و روشن برای درک حقایق آمادگی بیشتری دارد.

دعا رابطه عاشقانه با معشوق است و هیچ قید وبندی ندارد و محدودیت زمانی و مکانی برای آن متصور نیست.

در قدم یازده ما مستقیما از محبت و راهنمایی خداوند بهره مند می شویم.

 

ارتباط ما با خداوند در این قدم مثل اوایل پاکی بخاطر ترس از لغزش نیست.

تا قبل از قدم یازده با خداوند آشنایی پیدا کرده ایم و در این مرحله با او بیشتر اخت شده و مانوس می شویم و پی می بریم بدون حمایت او قادر به انجام هیچ کاری نیستیم.

در قدم یازده خداوند را تحمل نمی کنیم بلکه عاشقانه با او زندگی می کنیم.

در این قدم بجای دعا کردن برای تمایلات خود،تنها برای آگاهی از خواست او دعا می کنیم و برای خود چیزی نمی خواهیم مگر آنکه نفع دیگران هم در آن باشد.به راستی چرا نیروی برتر (خداوند )بایستی خود را بر من آشکار سازد در حالی که من فقط مشتاق دریافت هدایای او هستم و فقط در زمان مشکلات به او رجوع می کنم.

خداوند اراده کرده است ما با شرافت و احترام زندگی کنیم

فاکتورهای لازم در قدم یازده

-روشن بینی به معنای اینکه بفهمیم خواست خداوند برای ما چیست؟

- تداوم و پیگیری به این مفهوم که دعا و نیایش امری همیشگی بوده و فقط برای یکبار نیست.

- انضباط به معنای اینکه تمرین خود جهت انجام دعا و مراقبه را منظما تا کسب مهارت و عادت ادامه می دهیم.( افراد ماهر،ماهر بدنیا نیامده اند بلکه بر اثر تمرین و مداومت مهارت پیدا کرده اند.)

دعای خانوادگی و مثلا پیش از صرف وعده های غذا جهت عادت به این امر بسیار موثر است.

قدم یازده حافظ و نگهبان حالات روحانی قدمهای قبلی بوده و وسیله نزدیکی با خداوند است. این قدم ظرفیت ما را برای استفاده از نیروی برتر بالا میبرد.

در قدم یازده مشکلات کم نمی شود بلکه بصورتی اساسی دیدگاه ما نسبت به زندگی و مشکلات آن عوض می شود و از خواسته های خود چشم پوشی می کنیم.

در این قدم مرتبا تکرار می کنیم که اراده،اراده توست و به مرور خواسته های ما با خواست خداوند منطبق و هماهنگ می شود. در این مقطع مفهوم تسلیم بخواست خداوند و رضایت از آنرا در می یابیم.

در قدم یازده تشخیص واقعیات و حقایق آسانتر شده و آماده می شویم تا بگذاریم دیگران زندگی کنند و خودشان باشند.(زندگی می کنیم و می گذاریم دیگران زندگی کنند.)

در این قدم از طریق ارتباط با خداوند (دعا )جوابها را دریافت (مراقبه )می کنیم و بدین طریق روان پر تلاطم، آرامش یافته و تضادها و کشمکش های درونی مان التیام پیدا می کند.

با انجام درست این قدم موهبتهائی را دریافت می کنیم که قبلا از آنها بی بهره بودیم و ضمنا خیراتی رادریافت خواهیم کرد که ظرفیت آنرا پیدا کنیم و قدرت کارهائی را که قبلا در توان ما نبود را می یابیم.

در قدم یازده افکار خود را از نیات حسرت آلود – نادرست – خودپرستانه و تحت تاثیر نواقص و کمبودها پاک می کنیم و در اینصورت است که می توانیم از قوای فکری خود با راهنمایی خداوند استفاده صحیح کنیم .

وقتی فکر ما جهت و مسیر صحیحی پیدا کند و از نیات غلط پاک گردد،از تنگ نظری و کوته فکری رها شده و سطح فکر بالاتر و والاتری را تجربه خواهیم نمود.

در قدم یازده از دعا و مراقبه خواستار الهام و راه حل برای رفع مشکلات خود می شویم و گاه از این الهامات تعجب می کنیم.

موفق باشید

*******************************

دعای قدم یازده

ای خالق مهربان

مرا وسیله صلح و آشتی خود قرار ده  *  تا آنجا که نفرت است حامل عشق

جایی که نفاق است حامل یکرنگی *  جایی که خطاکاری و بدی است حامل گذشت

جایی که نادرستی است حامل درستی  * جایی که شک است حامل یقین

جایی که تاریکی است حامل نور * جایی که نا امیدی است حامل امید

در جایی که غم است حامل شادی باشم

پروردگارا

کمکم کن تا به جای تسلی خواهی تسلی دهم

بجای درک شدن درک کنم  زیرا پیدا کردن در گرو گم شدن است

با بخشش دیگران خود بخشوده میشوم و در مرگ حیات جاودانه پیدا می کنم

آمین

*********************

       به نام خدا

قدم دوازدهم

با یک بیداری روحانی که در نتیجه قدمها بدست آوردیم،ما سعی نمودیم این اصول را در زندگی خود به اجرا در آورده و این پیام را به معتادان برسانیم.

 

این حوض خالی (معتاد) پر شده و حالا سرریز می کند. در نتیجه بیماری اعتیاد، گرایش به رکود در همه ما وجود دارد. قدم دوازدهم ضد رکود و غفلت تدریجی است.

از آنجا که این بیماری پیشرونده است بهبودی نیز باید پیشرونده باشد و قدم دوازده موجب پیشروی بهبودی می شود،به این شکل:تکرار شرح حال در قدم دوازده (برای یک معتاد دیگر) موجب محکم شدن خودمان و یادآوری داستان زندگی اعتیادی مان می شود. هر بار که به کسی بگوئیم NA کار می کند،باور خودمان راجع به کارکرد NA بیشتر می شود.

اگر قدم دوازده نبود خیلی ها ری لپس می کردند زیرا تنها راه جلوگیری از لغزش مجدد کمک به یک معتاد دیگر است. در اهمیت پیام رسانی همین بس که یک قدم کامل (قدم دوازده) و یک سنت کامل (سنت پنجم) به این امر اختصاص دارد.

قدم دوازده قلب تپندهAN است.

یازده قدم قبلی بصورت سرمایه ای است که اگربه جریان نیفتد هیچ ارزشی ندارد و آنرا از دست خواهیم داد. بیداری روحانی: هر آنچه خداوند دارد حق مسلم ماست که بخشی از آن در وجود ما نیز باشد.(رشد روحانی)

تنها پیامی که نیاز به گفتگو ندارد،عملکرد است. پند و اندرز پیام ما را تیره و تار می کند. در پیام کسی را با چوب نمی رانیم. هنگام پیام رسانی بیش از یک نفر باید باشیم. به هر محلی نمی رویم و به هر شخصی پیام نمی دهیم. در هنگام پیام دادن، ارزش انجمن را حفظ می کنیم. قاعده کلی قدم دوازده خدمت خالی از هوای نفس است. نمی توانیم معین کنیم چه کسی پیام را می گیرد و چه کسی نمی گیرد.

پیام ساده است:من هم مثل....  هیچ پرچمداری در اصول روحانی انجام نمی دهیم. قدم دوازده فقط صحبت نیست،بخشی از آن گوش کردن است. به پیام گیرنده مهلت فکر کردن می دهیم و حوصله او را سر نمی بریم.

قدم دوازده یعنی نشان دادن قدرشناسی . قدم دوازده یعنی بیرون آمدن از خود. (زمانی که حوصله هیچکس و هیچ چیزی را نداشته و افسرده ایم) در قدم دوازده دعا می کنیم:الهی هدایتم کن که مخلوقات سرگردان تو را در جهت هوشیاری و پاکی،آگاهی دهم. من در انتقال پیام بهبودی صادقانه و بصورت امانت داری مومن عمل میکنم.تنها راهی که من قادرم از طریق آن به رشد روحانی خود کمک کنم و پاک بمانم انتقال پیام بهبودی است.

***********************

فقط برای امروز

به خودت بگو :

فقط برای امروز،افکارم را بر روی بهبودیم متمرکز خواهم کرد، زندگی می کنم و بدون مصرف هیچ گونه ماده مخدری روز خوبی خواهم داشت.

فقط برای امروز،به کسی در NA اعتماد خواهم کرد،کسی که مرا باور کند و می خواهد در بهبودیم به من کمک کند.

فقط برای امروز،برنامه ای خواهم داشت و سعی خواهم کرد آنرا به بهترین شکل ممکن انجام دهم.

فقط برای امروز،به کمکAN سعی خواهم کرد از زاویه بهتری به زندگیم نگاه کنم.

فقط برای امروز،ترسی نخواهم داشت و به روابط تازه ام و آنها که چیزی مصرف نمی کنند و راه تازه ای برای زندگی پیدا  کرده اند، فکر خواهم کرد.

مادامیکه این راه را دنبال کنم،از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 3:11  توسط سعید  | 

تجربیات یک همدرد

 

برداشت و تجربیات یک هم درد از قدمهای دوازده گانه انجمن معتادان گمنام 

 خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را

که نمی توانم تغییر دهم

 شهامتی که تغییر دهم آنچه را که

می توانم

 ودانشی که تفاوت این دورا بدانم

 بنام خدا

قدم اول

ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان آشفته شده بود.

-- رسالت همه قدمها برداشتن موانع بین ما و خداوند است. مواد مخدر مانعی بین ما و خداوند می باشد.

-- زندگی روحانی(زندگی به روال برنامهNA )ضروری و حیاتی است.

-- قدمها پروژه نیستند بلکه پروسه می باشند.(شروعی در زمان معین دارد ولی پایان و انتهایی ندارد.)

-- در برنامه NA قدم یک و ره آورد آن پاکی تنها یک آغاز است و فقط زیر بنای بهبودی میباشد. خطاهای گذشته ما در اثر اجبار بیماری اعتیاد بوده است. ما انسانهایی با قدری خصوصیات خوب و قدری خصوصیات نه چندان خوب میباشیم

-- ما در مقابل بیماری خود مسئولیتی نداریم . بلکه در مقابل بهبودی خود مسئول هستیم.

-- ابعاد بیماری اعتیاد :١=بعد جسمانی (که کاملا اجبار به مصرف داشتیم.)٢=بعد روانی(اشتغال فکری و وسوسه دائمی)٣=بعد روحانی (کاملا خود محور شده بودیم بجای اینکه خدا محور باشیم)

-- تعریف وسوسه : جریان دائمی فکری است(سمج که ول کن ما نیست)و بدون توجه به عواقب مصرف مرتبا ما را به سمت بیماری و مصرف سوق می دهد.

-- بدون رعایت اصول برنامه وسوسه همیشه در کمین ماست .زیرک - حیله گر- مقتدر و صبور که هزاران چهره دارد.

-- در پی هر سقوطی (ری لپس) فرصت و توفیق بازگشت وجود ندارد.

-- در اوایل پاکی احساس خلا و توخالی بودن به ما هجوم می آورد. (خلا روحانی)

احتمالا بعد روحانی بیماری ما پیچیده ترین و مشکل ترین بعد بیماری اعتیاد است که با بکار بستن اصول روحانی خلاء ما جبران می شود.

-- اگر بجای نعشگی جایگزین مناسب پیدا نکنیم دیر یا زود خمار شده و وسوسه گریز ناپذیر است.

--استفاده از مواد مخدر تنها نشانه ای از اختلالات روانی روحانی و جسمانی من است. انکار بدون توجه به تخریب دامنه داری که در زندگی مان ایجاد کرده بودم مصرف خود را هزار گونه توجیه و خویش را تبرئه میکردیم. بعنوان مثال ظاهر شیک ورزش و ماسکها انواعی از انکار هستند.

-- انکار سد محافظی است که بیماری ما برای خودش در درون ما ایجاد کرده و به ما می گوید که بیمار نیستم.انکار شاخه اصلی بیماری اعتیاد است در هیچ بیماری تقریبا وجود ندارد و وجود آن باعث مقایسه من با بدتر از خودم می شود و یا سرزنش و مذمت ماده بخصوصی

-- انکارمـوجب عـدم درک واقعیتهای تلخ بیماریمان می شود و برای ما بروز و اعـلام حـقیقت را مـشکل می سازد. برای تشخیص ابعاد و دامنه بیماریمان لازم است با صداقـت از انـکار دوری کـنیم . انـکار یـعنی اینکه از قــبول مـسئولـیت  خـساراتـی  کـه اعتیاد در طول زندگیمان ایجاد کرده بود فرار می کردیم. اگر هنوز به دلایلی به ظاهر موجه ولی غیر واقعی برای رفتارهای اعتیادی خود از جمله مصرف مواد مخدر داریم در مرحله انکار به سر می بریم.

-- انکار پدیده ای است که برای بقای خود می جنگد و وقتی آشکارا نتواند  پنهان می شود. تا وقتی فکر می کردیم که قادر به کنترل مصرفمان هستیم بصورت مرموزی ادامه مصرف دادیم.

--اقراریعنی پذیرفتن صادقانه بی قید و شرط و بدون اجبار واقعیت های موجود

-- به محض اقرار به عجز در مقابل مشکل اعتیاد و مصرف مواد مخدر درها باز می شوند و کمکها از راه میرسند.

-- عجز به معنای ناتوانی است و وقتی نیروی محرک ما در زندگی از کنترل ما خارج شودعاجز هستیم.

جنبه های عاجز بودن: اشتغال فکری و بروز وسوسه و سپس اجبار به مصرف عجز در این مقطع به این مفهوم است که هیچ گونه کنترلی در رابطه با مواد مخدر نداریم و به این مفهوم که او حاکم است تصمیم می گیرد و عمل می کند. مانند اجبار ما به دزدی – طلاق – تجاوز و تعدی به حقوق دیگران – خیانت و....

-- عجز بزرگترین سرمایه من معتاد است. عجزهای من محافظین من هستند و با یادآوری و اقرار دائمی به آنها از خیلی از خطاها و لغزشهادوری می کنیم. من عاجزم به این دلیل که هیچ چیز به جز مواد مخدر قادر نبود مرا وادار به این همه خطا و گناه کند. من عاجزم به این دلیل که به انجام کارهایی دست می زدم که دقیقا بر خلاف عقایدم بودند. من عاجزم به این دلیل که وقتی از روی بیماریم عمل میکند کاملا تغییر شخصیت می دهم(بی رحم- بی اراده- بی محبت- مقرور- متکبر- حسود و دارای نواقص شخصیتی و اخلاقی بی شمار)

-- اگر روزی قادر به کنترل امواج اقیانوس عادات خود باشیم پس مواد را نیز می توانیم کنترل کنیم و البته با اندکی صداقت متوجه می شویم که چنین چیزی امکان ندارد.

نشانه های عجز:اشتغال فکری- وسوسه- مصرف اجباری- آشفتگی غیر قابل اداره

ظاهرآشفته- زندانی شدن- اخراج- بهم ریختگی- نامنظمی- بیکاری- نیمه تمام گذاشتن کارها – ترورشخصیت و بوجودآمدن زمینه های منفی در تمام امور.

-- نشانه های آشفتگی درونی :جنگ درونی – محکومیت خود – تنهایی و انزوا – افسردگی – سردی و تاریکی درونی – عدم ثبات عاطفی – خود محوری – خود کم بینی – کینه – نفرت – دروغ – خشم – حسد – عدم اعتماد به نفس – خجالت

-- هیچ چیز که ما را برای بهبودی غیر واجد شرایط کند وجود ندارد مگر خودمان آن را تولید کنیم(دستاویز) هر بهانه کوچکی می تواند توسط ما بعنوان دستاویز مورد بهره برداری قرار گیرد.

-- نمونه های دستاویز:اینکه ما با ماده خاصی مشکل نداریم – احساس تفاوت – شرط گذاشتن برای بهبودی – رابطه با بعضی از افراد(به بهانه دوستی – همکاری فامیلی وغیره) و رفتن به بعضی از جاها (زمینهای بازی)

-- دستاویزها را چه بزرگ چه کوچک  همه را تسلیم به برنامه می کنیم. چون با نگهداری دستاویزها همیشه جائی برای مصرف مجدد باقی می گذاریم. (فکر و وسوسه به عمل تبدیل می شود.)

-- راهی برای مصرف موفقیت آمیز و کنترل شده برای ما بیماران وجود ندارد.

اصول روحانی حاکم در قدم اول

صداقت – روشن بینی – تمایل – تسلیم – پذیرش

تسلیم یعنی رها کردن دستاویزهای که علیه بهبودی مان نگه داشته ایم.

روشن بینی به معنای تمایل به ادامه زندگی به روش جدید (روش برنامه NA ) و معنای اینکه راهی برای بهبودی وجود دارد.

پذیرش به ما می قبولاند که قادر به متوقف ساختن مصرفمان تنها با استفاده از نیروی شخصی خود نمی باشیم.

برای رسیدن به آرامش کامل٫ تسلیم کامل به خواست و اراده خداوند الزامی است.

صداقت مقطعی نیست . اولین صداقت :اقرار به حقیقت معتادبودن است و صداقت با خود قادر است ما را به موفقیتهایی برساند که دانش بشری از تحقیق آن ناتوان است.

دستاوردهای قدم اول

فهمیدن اینکه :چیزی بعنوان مصرف موفقیت آمیز وجود ندارد. واکنش ما به مواد مخدر اعتیاد ما را مشخص می کند و نه مقدار مصرف. مصرف یکبار زیاد و هزار بار کافی نیست.

فهمیدن اینکه دقیقا از زمانی که فکر می کنیم با مواد مخدر مشکلی نداریم ٫ مشکل ما شروع می شود.

ما بیمار هستیم و این بیماری درمان شناخته شده ای ندارد و فقط می توانیم آنرا در نقطه ای از فعالیت باز داریم. چون بیماری ما یک بیماری روحانی است و درمان آن هم یک برنامه روحانی است. ما هیچ وقت موفق به اخذ گواهی بهبودی از (NA) نمی شویم. بیماری ما چیزی فراتر از مصرف مواد مخدر است بنابراین بهبودی ما نیز چیزی فراتر از پاکی است. بیماری ما نیروی مخربی است که تمام امور زندگی و ابعاد شخصیت مان مشغول فعالیت است.

برای ما بیماران تنها یک راه برای زندگی وجود دارد. (زندگی به روال برنامه NA )

NA راه زندگی است ولی خود زندگی نیست. با NA زندگی می کنیم و در NA خیر و در آخر فهمیدن اینکه من دو نفر هستم و در راه بهبودی و برنامه آن یکی از این دو نفر باید کشته شود تا دیگری امکان حیات یابد. زندگی این دو نفر با هم و همزمان بسیار رنج آور است. من امروز انتخاب کرده ام که شخصیت بیعارگونه ام کشته شود .

وسوسه و اجبار :وقتی مصرف می کنیم چیزی در درون ما باعث می شود که نتوانیم آن را کنترل کنیم. (یکی خوب و دوتا عالی)

هـمین حـالـت وسـوسه مـا را در دیـگر مـراحـل زنـدگــی و اداره بـه عـمـل و اجـبار بدون

کنترل و افراطی و تفریطی می کند.

وقتی در دام وسوسه و اجبار و عادات خود محورانه می افتیم وارد چرخه بی پایان زندگی برای مصرف و مصرف برای زندگی خواهیم شد.

-- یادمان باشد بازیابی (مراحل پاکی و بهبودی )ما را از درد و رنج معاف نمی کند. زندگی بر طبق قوانین هستی٫مجموعه ای از لحظات شادی و غم است و در زندگی غمها و شادیها و اتفاقات خوشایند و ناگوار در سبدی واحد به ما عرضه می شود. و شاید مشکلات ما کم و یا کوچک نشوند ولی به لطف کارکرد این برنامه ما هستیم که بزرگتر شده و عاقلانه و با اتکا به خداوند با مشکلات و غمها و شادیهای خود مواجه شده و از عهده آنها بر می آییم.

 انشاالله

 *************************

                                     به نام خدا

قدم دوم

ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.

رسالت همه قدم ها برداشتن موانع بین ما و خداوند است.

تصورات غلط ما در مورد اعتیاد،پس از کارکرد قدم اول به پایان رسید،فهمیدیم نشئگی – درد و دیوانگی که در دوران فعالیت بیماری با ماست ،ضرورت نداشت. (نشئگی انتخاب ما بود)

تنها راه رها شدن از درد و رنج اعتیاد ، کارکرد روزانه دوازده قدم است.

پس از کارکردن قدم یک،قسمت روحانی و روانی بیماری ما فعال می شود و خلاء های را در روح و روانمان احساس می کنیم. زخمهای روحی و روانی سردرگم ما آزار دهنده می شوند.

در قدم دوم درمی یابیم که تنها یک نیروی برتر از خودمان می تواند زخمهای روحی روانی سرگشته ما را التیام بخشد.

در مقطع آشنایی با این قدم و با نگاهی منصفانه به زندگی گذشته خود متوجه می شویم که ما همه چیز بوده ایم بجز یک فرد عاقل.

اقرار به نداشتن سلامت عقل یک پیشرفت بزرگ در برنامه ما می باشد و با این اقرار است که می توانیم از شر نداشتن سلامت عقل رهایی یابیم.

تعریف نداشتن سلامت عقل

تکرار یک اشتباه و انتظار نتیجه متفاوت. کاری که همه ما بارها و بارها در زندگی خود تکرار کرده بودیم.(که البته این سطحی ترین تعریف از نداشتن سلامت عقل است)

اعتقاد به نیروی برتر هیچ ربطی به مذهبی بودن ندارد و اصولا برنامه ما یک برنامه روحانی است. نیروی برتر مفهومی است که می تواند آزادانه برای هر کس شکلی متفاوت داشته باشد.

تنها شروطی که برای نیروی برتر در برنامه در نظر گرفته شده عبارتند از اینکه: مهربان باشد و کاری را که خودمان نمی توانیم برای خودمان انجام دهیم از عهده او برآید و توان آنرا داشته باشد.

این قدم هیچ تاکید و پافشاری در مورد اینکه نیروی برتر ما کیست؟ یا چیست؟ و یا چگونه است ندارد. بلکه تمرکز آن بر روی این است که این نیرو توانایی باز گرداندن سلامت عقل به ما را دارا می باشد.

بعضی از اعضاء  گروه جلسه  انجمن، راهنما و یا اصول برنامهAN را بعنوان نیروی برتر خود برمی گزینند و البته این هیچ منافاتی با مفهوم نیروی برتر در برنامه ندارد.

درک شخصی ما از نیروی برتر با ادامه کارکرد قدمها بسیار بسیار عمیق تر از روزهای اول خــواهــد شــد و ایــن هــیچ ربــطی بــه شــدت و مــدت اعــتیادمـان نــدارد. نــگرانی

از درک ناقصمان از یک نیروی برتر ضرورتی ندارد.

در قدم دوم یاس ما به امید بدل می شود. وقتی ما روشن بینی دیگر معتادانی که همچون ما درمانده و ناتوان بوده اند ،اما حالا با پاکی و موفقیت و بدون نیاز به مصرف مواد مخدر زندگی می کنند ،نگاه می کنیم امیدوار می شویم که این برنامه کارآیی و ظرفیت لازم را برای پاکی و موفقیت ما را دارد.

یاس ما ناشی از بکارگیری چندین و چندباره همه روشهای خلاصی از شر اعتیادمان بود که البته هیچکدام از آنها نتیجه ای دربر نداشت ولی ظاهرا این بار مسئله فرق دارد.

درک مشترک و زبان مشترک و همدلی و همدردی دیگر معتادان حاضر در گروه باعث تبدیل یاس و ناامیدی وحشتناک ما را به امیدی زندگی بخش گردید. آنها کاملا ما را درک می کردند چون خود نیز از جایی آمده بودند که ما از آنجا آمده بودیم.

محبت،احترام و پذیرش هدایایی بودند که ما در این قدم و در طول برنامه از دیگر همدردانمان گرفتیم.

قدم دوم ، قدم اعتقاد به توانایی یک نیروی برتر از خودمان است نه ایمان به وجود آن.

وجود و حضور نیروی برتر در میان ما غیر قابل انکار است چون پاکی ما، نداشتن وسوسه و میل به مصرف مواد مخدر و حضور ما در برنامه بهبودی و علاقه مندی و امیدواری ما به این برنامه همگی نشانه های این حضور هستند.

اگر ما شکی در مورد نیازمان به بازگشت سلامت عقل داریم، با این قدم به مشکل برمی خوریم و مرور مجدد قدم یک (عجزها – انکارها – آشفتگی ها و ...) می تواند به ما کمک کند.

وجوه مختلف نداشتن سلامت عقل

از دست دادن تعادل – تناسب و میانه روی در جنبه های مختلف زندگی – مهم انگاشتن مشکلات خود و بزرگنمایی آنها تا حد یک فاجعه – نادیده گرفتن نیازهای دیگران – توهم اینکه ممکن است بتوانیم به تنهایی پاک بمانیم و یا اینکه مشکل ما فقط مواد بوده است.

در انجمن معتادان گمنام نداشتن سلامت عقل اغلب بدین شکل تعریف می شود: اعتقاد به اینکه چیزی خارج از وجود ما مانند مواد مخدر – قدرت – پول – سکس یا غذا می تواند مشکلات درونی ما را از بین ببرد و احساسات ناخوشایند ما را تغییر دهد.

بعضی از اوقات تجربه پاکی برای مدتی ممکن است باعث شود دیوار انکار و غرور ما مجددا بالا رفته و تصور کنیم حداقل در زندگی فعلی خود بسیار عاقلانه رفتار می کنیم و تشخیص عدم سلامت عقل برای ما مشکل شود. در اینگونه موارد لازم است صادقانه با مواردی که از روی عدم سلامت عقل رفتار کرده ایم روبرو شویم. خیلی وقتها متوجه می شویم بارها و بارها یک اشتباه را تکرار کرده ایم حتی در مواردی که از نتیجه آن مطلع بوده ایم و این شاید بخاطر داشتن درد  وغرنج زیاد باشد که فکر می کنیم عمل از روی وسوسه ارزش آنرا دارد.

چون معتاد هستیم ممکن است انتظار داشته باشیم سلامت عقل به یکباره اتفاق بیافتد ولی باید بدانیم بازگشت سلامت عقل یک اتفاق نیست بلکه فرآیندی است که در نتیجه کارکرد قدمها و با کمک نیروی برتر به مرور بوجود می آید.

مطرح شدن بازیابی سلامت عقل بلافاصله بعد از پاک شدن در نتیجه کارکرد قدم یک، نشانه احتیاج مبرم ما به این مسئله برای طی مراحل بعدی قدمها و زندگیمان می باشد. مثلا بدون بازگشت نسبی سلامت عقل،قطعا نیازی به کارکرد بقیه قدمها و رشد روحانی نخواهیم دید و صرفا به پاکی بدست آمده قناعت میکنیم.

نشانه های بازگشت نسبی سلامت عقل

پاکی – شرکت در جلسات – داشتن راهنما و تماس با او – جایگزین کردن برنامهAN با روش قدیمی زندگی اعتیادی – همنشینی با دوستان موفق بهبودی – پیدا کردن جنبه و تعادل و تناسب در امور مختلف زندگی – مشورت کردن – تصمیم گیریهای عاقلانه – استفاده صحیح از حق انتخابی که امروز دارا هستیم – بی گدار به آب نزدن و ...

رشد همه روزه ما در برنامه تشخیص بازیابی سلامت عقل را میسر می سازد و نشان می دهد که ما در فرآیند بهبودی بوده و در جای صحیح خود قرار گرفته ایم. این رشد مستمر و دائمی شامل رشد درک ما از مفهوم نیروی برتر نیز می باشد.

دست برداشتن از توقع زیاد در مورد بازگشت سریع و همه جانبه سلامت عقل باعث احساس آرامش در ما خواهد شد و در غیر اینصورت به ناامیدی و دلخوری دچار خواهیم شد.

اصول روحانی در قدم دوم

روشن بینی – تمایل – ایمان – اعتماد – فروتنی

روشن بینی به ما می گوید که به تنهای قادر به بهبودی نیستیم و به کمک احتیاج داریم.

ایمان به ما گوشزد می کند که این کمک برای ما وجود دارد و می توانیم آنرا از نیروی برتر خود درخواست کنیم.

فروتنی نداشتن سلامت عقل را برای ما روشن ساخته و اقرر به آنرا آسان می سازد.

تمایل راه رفتن به جلسات – گوش دادن به مشارکتها و به کارگیری مفاهیم بهبودی را برای ما هموار می کند.

اعتماد به فرآیند بهبودی و توانایی نیروی برترمان را برای بازگرداندن سلامت عقل به ما و کمک او و امکان بازیابی سلامت عقل برای ما نیز مثل دیگر معتادان موفق را یادآور می شود و ترس از شکست و ناامیدی در ما را از بین می برد.

برای احساس ایمان نهفته در قدم دوم شاید لازم باشد تظاهر به داشتن ایمان کنیم و البته این ربطی به ناصادقی ندارد. چون ما قصد تظاهر و یا نمایش نداریم. بلکه فقط می خواهیم جوانه های ایمان در قلب ما بوجود بیاید و انتظار بازیابی سلامت عقل را می کشیم.  

تظاهر به ایمان داشتن را فرآیند ایمان آوری می تواند با حضور منظم در جلسات و گوش دادن به راهنمایمان شروع شود.

در مسیر بازیابی سلامت عقل تا به حال دردهایی را متحمل شده ایم و دردهای دیگری نیز در راه است (درد تغییر و رشد ) ولی باید بدانیم که این دردها خارج از حد تحمل ما نمی باشند و نیازی به تحمل آنها به تنهایی نیست.

شادی که در پس تحمل این دردها تجربه خواهیم کرد، بیش از یک شادی سطحی و مصنوعی است بلکه تغییری بنیادین خواهد بود که رضایت عمیقی را از زندگی و خود در خواهیم یافت.

دست برداشتن از افکار غلط مان و عدم اتکاء به این افکار و توانایی های شخصی مان و در خواست کمک از نیروی برتر و برنامه و راهنمایمان و دیگران نیازمند تمرین اصل روحانی فروتنی است.

در فرآیند بهبودی ، رشد و تغییر نه تنها ممکن است بلکه اجتناب ناپذیر است. در این فرآیند به مرور از شر عدم سلامت عقل که در نتیجه اعتیادمان با آن دست به گریبان بودیم، خلاصی پیدا می کنیم.

این برنامه برای دیگران کارکرده ، پس اگر تمایل داشته باشیم برای ما هم کار خواهد کرد. با ایمان به این مسئله به استقبال قدم سوم می رویم.

 انشاء الله

 ٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

                               به نام خدا

قدم سوم

ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگیمان را به مراقبت خداوند، بدانگونه که او را درک می کردیم،بسپاریم.

رسالت همه قدمها برداشتن موانع بین ما و خداوند است.

تا پیش از مقطع قدم سوم سعی در کنترل اراده و زندگی به روش خودمان و با نیروی خودمان حائل و مانع بین من و خداوند بود. امیدی که در نتیجه کارکرد قدمهای یک و دو و با دیدن دوستان موفق در برنامه بدست آورده ایم،چنانچه به عمل تبدیل نشود،بزودی از بین خواهد رفت.

مهمترین اقدام در قدم سوم تصمیم گیری است. تصمیم گیری کاری است که هیچ وقت توسط ما انجام گرفته نشده بود.بزرگترین تصمیم گیرنده زندگی ما بیماریمان و مواد مخدر بوده و در مراحل بعدی،دیگران – خانواده – پلیس – قاضی و... بوده اند. یکی از مهمترین دلایل عدم تصمیم گیری ما،عدم پذیرش مسئولیتهایمان و فرار از زیر بار نتیجه این تصمیمات بود.

تصمیم قدم سوم می تواند بزرگترین تصمیم گیری زندگی ما باشد.واگذاری اراده و زندگی به خداوندی که شاید در این مرحله درک درستی از آن نداریم.برای ادامه زندگی به روش NA ،هیچ راه دیگری جز این تصمیم گیری و واگذاری وجود ندارد. راه میان بری وجود ندارد.

در قدم سوم ما اجازه می دهیم خداوندی که درک می کنیم از زندگی ما حمایت کند و نه اینکه آنرا کنترل نماید. این قدم هیچ منافاتی با انجام مسئولیتهای ما ندارد و قرار نیست خداوند زندگی را بجای ما بچرخاند و یا به جای ما فکر کند.

تصمیم قدم سوم یعنی اینکه از جنگیدن و مقاومت در برابر اتفاقات و رویدادهای طبیعی و منطقی که در زندگیمان روی میدهد،دست برداریم و از تقلا و تلاش برای ترتیب دادن این اتفاقات به شکل دلخواهمان صرفنظر کنیم و خود را مسئول اداره دنیا ندانیم.(از کنترل همه چیز و همه کس و همه شرایط دست برداریم)

در این قدم باید درک مشخصی از اینکه خداوند برای ما به چه مفهومی است، داشته باشیم. این درک الزاما نباید پیچیده یا کامل باشد مهم این است که خداوند ما برای ما کارکند و مهربان و بخشنده باشد.

تکلیفی برای اینکه درک ما از خداوند شبیه درک دیگران باشد،نداریم. هر قدر در بهبودی رشد کنیم،درک ما نیز از مفهوم خداوند عمیق تر و کاربردی تر خواهد شد.

تصمیم قدم سوم،تصمیمی یکباره و برای همیشه نیست بلکه تصمیمی است که بارها و بارها و در صورت نیاز همه روزه آنرا تجدید و تکرار خواهیم کرد. تصمیم گیری فقط اتفاقی در ذهن ماست،بدون حرکت بی معناست و خیلی زود فراموش می شود.

اراده شخصی ما نیروی مخربی است که در جهت پیشبرد اهداف بیمار گونه مان حرکت می کند. در راستای این اراده ما کاملا خودخواه – خود محور – از خود راضی و بی ملاحظه می شویم.

اراده شخصی از ما موجودی می سازد بی رحم و بی توجه به نیازها و احساسات دیگران و با تمام قدرت هر کس را که در مقابل خواسته های بیمارگونه و افراطی ما بایستد،زیر پا له خواهیم کرد.

با پیروزی از نیروی اراده شخصی چنان سرگرم افکار – خواسته ها و تمایلات آنی و اجباری خود می شویم که رابطه مان با نیروی برتر و وجدانمان بصورت کامل قطع می شود.

سپردن اراده به مراقبت خداوند به معنای عدم تعقیب هدفهایمان در زندگی نمی باشد و قرار نیست در این رهگذر به هر نوع ظلم و بی عدالتی که در حق ما و عزیزان ما می شود،تن دردهیم. بایستی مرز بندی بین اراده شخصی مخرب و رفتار سازنده را درک کنیم.

فرآیند آگاهی از خواست و اراده خداوند(قدم یازدهم)از مقطع قدم سوم آغاز میگردد و فعلا خواست خداوند برای ما پاک ماندن و هر آنچه که ما را پاک نگه داشته و به بهبودیمان کمک کند.از این پس باید کاملا مراقب باشیم تا هیچگاه خواست خداوند را با خواست خودمان هماهنگ نکنیم،بلکه این ما هستیم که قرار است اراده و زندگی مان را به خداوند بسپاریم،پس ما باید خواست خودمان را با اراده خداوند منطبق نماییم.

در مواقعی که همه چیز بر وفق مراد است و همه چیز بخوبی پیش می رود این اتفاق بیشتر رخ می دهد. هر گاه پافشاری ما بر روی نظراتمان و یا اهدافمان در حد افراط باشد یا جدلهای سرسختانه بکنیم و به چیزی یا شرایطی یا کسی بیش از حد بچسبیم،باید بدانیم که از حد پیگیری اهدافمان با فروتنی و تواضع، گذشته و دوباره با اراده شخصی خود حرکت می کنیم. در این صورت بروز احساس بد و دوری از بهبودی اجتناب نا پذیر است.

در قدم سوم بسیار مهم است که یک ارتباط دو طرفه و دوجانبه با خداوند خود داشته باشیم و مهم نیست که اسم این ارتباطات ( دعا – مراقبه – نماز و یا هر چیز دیگری )چه اسمی داشته باشد.

اجازه ارتباط به نیروی برترمان با ما می تواند بصورت توجه به احساسات – عکس العملها و اتفاقات اطرافمان باشد و یایک طریقه اختصاصی و شخصی پیدا کنیم و شاید سعی کنیم ارتباط خداوند با خودمان را از طریق صحبتهای راهنما و دوستان بهبودی و یا مطالب کتابهایمان برقرار کنیم.

لازم است احساسات بشری را مانند عصبانیت – دلخوری – عشق – سپاسگزاری و ترس را با خداوند خود داشته باشیم. اینکار به نزدیکی بیشتر ما با خداوند بدانگونه که او را درک می کنیم کمک می کند. هر چه مدت حضورمان در برنامه و رشد بهبودی را بیشتر تجربه کنیم به بلوغ عقلی و احساسی بیشتری خواهیم رسید و در نتیجه درک ما از نیروی برتر و خداوندمان عمیق تر شده ، احساس آرامش و اعتماد و پشتیبانی، از سوی او را درک می کنیم.

گاهی اوقات اتفاقاتی در زندگی ما رخ می دهد(مرگ عزیزی – از دست دادن چیزی و یا یک بی عدالتی ) که ناگهان همه اعتقادات و اعتماد ما را نسبت به نیروی برترمان به چالش می کشد و ما را نسبت به اصل وجود این نیرو و یا توجه او نسبت به خودمان را مشکوک می سازد. در این موارد بصورت غریزی خود را کنار می کشیم. ولی نیاز داریم دقیقا در همین مواقع بیشتر زندگی خود را به خداوند بسپاریم و فراموش نکنیم زندگی کردن بر طبق قوانین زندگی،مجموعه ای از اتفاقات خوب و بد را برای ما به ارمغان می آورد.

به صورت طبیعی در صورت بروز اتفاقات ناخوشایند،بیشتر به خداوند نزدیک می شویم و از او می خواهیم چنانچه قدرت درک دلیل این اتفاقات را نداریم حداقل قدرت پذیرش آنها را به ما داده و توان ادامه زندگی را به ما ارزانی کند. به تدریج و با ادامه کمک خواستن از خداوند و در گذر زمان متوجه می شویم زندگی ما توسط چیزی فراتر از درک و فهم، لمس گردیده و ما نهایتا بخاطر این مسئله خوشنود و سپاسگزار خواهیم شد و درک ما از نیروی برتر تغییراتی اساسی را شاهد خواهد بود.

به همان نسبت که درک ما از نیروی برتر رشد و عمق پیدا می کند در مقابل اتفاقات زندگی برخوردهای متین تر – عاقلانه تر و آرام تری خواهیم داشت و شجاعانه و با شهامت بیشتری با مسائل روبرو شده و کنار می آئیم.چون تخریب و ذات مخرب اراده ما بیشتر قابل تشخیص است،بنابراین اراده خود را راحت تر تسلیم خداوند می کنیم و ظاهرا سپردن زندگی و فرآیند تسلیم آن قدری مشکل تر است. ممکن است قسمتهای بخصوصی از زندگی خود را قابل سپردن به خداوند بدانیم و بخواهیم بقیه قسمتهای زندگی را خودمان کنترل کنیم. مثلا مسائل مالی یا روابط را برای خودمان حفظ کنیم ولی مثلا اعتیادمان را به خدا بسپاریم،یا در زمانهایی که زندگی خوب پیش می رود، کنترل زندگی را خودمان دردست بگیریم ولی در مواقع سختی و خطر بخواهیم آنرا تسلیم کنیم و یا برعکس. یا مسئله زن و فرزند به خداوند و سپردن مسائل لذت جویانه.

برای رهایی از این گزینشهای خطرناک لازم است عهد خود را بصورت روزانه جهت سپردن اراده و زندگی به خداوند را تجدید کنیم.( خداوندا:اراده و زندگی ام را به تو می سپارم،مرا در بهبودیم راهنمایی کن و به من نشان بده چگونه زندگی کنم.)

اصول روحانی قدم سوم

تسلیم – تمایل – اعتماد – تعهد

اصل روحانی تسلیم به ما یادآور می شود در همه لحظات چه خوب و چه بد – چه راحت وچه سخت و چه خوشایند وچه ناخوشایند زندگی خود و اراده مان را به خداوند بسپاریم.

تمایل اصل روحانی است که در آن ابتدا باید به وجود مشکلات خود اقرار کرد و آنها را پذیرفت. سپس از آنها خسته شده باشیم و آنگاه باور داشته باشیم خداوند می تواند آنها را از من بگیرد.

تمایل معمولا پس از احساس یاس و سرخوردگی از عدم توانایی کنترل اوضاع و احوال زندگی وشرایط و افراد و اشیاء پیدا می شود. البته می توانیم از قبل از بوجود آمدن این احساس ناخوشایند،اصل روحانی تمایل را تمرین کنیم و از درد کشیدن بی جا اجتناب کنیم.

فرآیند پیشرفت روحانی از امید به سوی ایمان و اعتماد بوجود می آید(امید و ایمان در قدم دوم و اعتماد در قدم سوم) این آگاهی به مرور در ما پدید می آید که هیچ چیز در زندگی دائمی نیست و زندگی لبریز از اتفاقات – امکانات و احتمالات است و اتفاقات بدی را که فکر می کنیم یا احتمال می دهیم،الزاما اتفاق نخواهد افتاد و ما نیز احتمالا می توانیم به آرزوهای نهفته در قلب خود دست یابیم. آرزوهایی که بسیاری از دوستان ما به آنها رسیده اند. شک و تردید ما در این رهگذر تبدیل به ایمان و اعتماد خواهد شد و ایمان به عمل،مبدل می شود.(با حرکت – قبول مسئولیت و نهایت تلاش و واگذاری نتیجه امور به خداوند)

قدم سوم ظرفیت عملی ساختن آرزوهایمان را به ما موهبت می کند.(با انجام کار درست و در جای درست)

اصل روحانی تعهد اوج فرآیند روحانی قدم سوم است. ما متعهد به واگذاری اراده و زندگی خود به خداوند علیرغم نتایج آن هستیم و تصمیم قدم سوم را به دفعات حتی در مواقعی که بنظر میرسد هیچ اتفاق مثبتی رخ نداده است،تکرار می کنیم. اصل روحانی تعهد ما را به ادامه برنامه و کارکرد قدمهای بعدی رهنمون می سازد.

قدم سوم به ما آزادی – آرامش و راحتی خیال ارزانی می کند و دقیقا و عمیقا متوجه می شویم بدون کنترل ما نیز زندگی و امور دنیا به خوبی پیش خواهد رفت.

پس از انجام این قدم،قدرت ریسک کردن و خطر پذیری ما بیشتر می شود چون حمایت خداوند از خودمان را عینی تر لمس می کنیم و از بابت آن اطمینان حاصل می نمائیم. وقتی متوجه درستی راه خود می شویم با دعوت از خداوند مهربان به زندگیمان،فورا حرکت سازنده را شروع می کنیم و زمین گیر نمی شویم.

حالا وقت آن است که قدم سوم را به واقعیت درآوریم:اراده و زندگیمان را به خداوند سپرده و ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه ای از خود تهیه کنیم.

 دعای قدم سوم

پروردگارا

خود را تقدیم تو میدارم با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی

از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم

مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو

عشق تو و راه تو یاریشان خواهم داد باشد که ،همیشه بر اراده تو گردن نهم

 

                                                                                                         آمین

                                         بنام خدا

قدم چهارم

ما یک تراز نامه اخلاقی٫بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم.

-- رسالت همه قدم ها برداشتن موانع بین ما و خداوند است و در این قدم عدم شناخت من از خودم بعنوان یک انسان٫ حائل و مانعی بین من و خداوند که می بایستی با کار کردن این قدم تا حد امکان از بین برود.

قدم چهارم ابزار لازم جهت شناخت خود و نیز اطلاعات مورد نیاز برای دوست داشتن خود را به ما می دهد. هدیه این قدم آسایش – نشاط – آرامش و آزادی است و ننوشتن تراز نامه باعث عود بیماری و مصرف خواهد شد.

قدم چهارم دروازه بهبودی است. در این قدم اطلاعات لازم برای کار کردن قدمهای پنجم و نهم را بدست می آوریم.چون بیماری ما لاعلاج و پیشرونده است٫

پس لازم است فرآیند قدم چهار بارها و بارها در طول زندگی ما تکرار شود. (انکارها – رنجشها – ترسها و دیگر نواقص ما بنا بر خصوصیت بیماریمان مرتبا به ما هجوم خواهند آورد.) هدف ما در بهبودی٫بیداری معنوی است و با انجام مکرر قدم چهار ذات و ریشه خطاهای ما را آشکار می سازد. همچنین به ما کمک می کند نقاط قوت وجود خود را شناسایی کنیم.

فرآیند تراز نامه نویسی راهی بسوی آزادی از شر گرفتاریهایمان می باشد و قرار نیست با نوشتن تراز نامه به محکومیت خود بپردازیم و ثابت کنیم که چقدر بد بوده ایم.در فرآیند قدم چهارم برای ما مشخص میشود که مشکلات ما حتی قبل از اولین بار مصرف مواد مخدر وجود داشته است و احساساتی مانند ترس- رنجش-متفاوت بودن وانزوا بود که ما را به سمت مصرف مواد مخدر هل می داد. ما مواد مصرف می کردیم تا این احساسات بد و ناخوشایند را تغییر دهیم.

تراز نامه ما دردها و درگیریهای حل نشده گذشته مان را برای ما عریان می سازد تا دیگر در اختیار آنها نباشیم.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

مفهوم بی باکانه در این قدم به این معنی است که علارغم همه ترسها یمان کار نوشتن ترازنامه را شروع کنیم. یعنی شهامت صادق بودن با خود٫با خدا و با راهنمایمان. یعنی شهامت اعتماد به فرآیند این قدم و خداوند٫جهت رفع مشکلاتمان در انجام قدم.

نوشتن تراز نامه هیچگاه پایانی ندارد و هیچکس نمی تواند کاملترین ترازنامه را بنویسد٫ بنابراین به دام کمال گرایی نمی افتیم و بصورت منظم و مستمر شروع به نوشتن آن با کمک گرفتن از خداوند می کنیم.

مدت زیاد پاکی نباید مانعی در شناسایی ترس از انجام این قدم باشد. احساس ترس از انجام اینکار طبیعی است.ممکن است ریشه ترس ما را از انجام این قدم٫تجربه های ما از کارکردهای قبلی این قدم باشد.چون فهمیده ایم که نوشتن ترازنامه به معنای تغییر است و دیگر نمی توان بدون پرداخت بهای سنگین و درد بسیار از روی خصوصیات مخرب خود عمل کرد.

 

بعضی وقتها اینکار(ترازنامه نویسی)به معنای رها کردن چیزی یا کسی یا خصوصیتی و یا رنجشی در زندگیمان خواهد بود.چیزهای که اغلب به آنها وابستگی شدیدی پیدا کرده و از وجود آنها احساس امنیت میکنیم. بنابراین نیاز به شهامت و بی باکی زیادی در انجام قدم چهارم داریم.

ما به بی باکی و شهامت نیاز داریم٫چون باید بر انکار و عدم تمایلمان غلبه کنیم. عدم تمایل نسبت به آشکار شدن ابعاد بیشتر و بزرگتر بیماریمان و اینکه این بیماری تا چه اندازه در همه جنبه های زندگی ما ریشه دوانده. پی بردن به این مسئله می تواند باعث وحشت و حیرت ما شود٫بنابراین بی باکی ضرورتی اجتناب نا پذیر است.

ترازنامه اخلاقی

در برنامه ما و در این قدم لغت اخلاقی هیچ ربطی به محدودیتهای رفتاری – معیارهای اجتماعی و یا قضاوتهای دیگران ندارد. ترازنامه اخلاقی ابزاری است تا از طریق آن اخلاقیات – خصوصیات – ارزشها و اصول شخصی خودمان را کشف کنیم.

در این قدم می آموزیم نگاهی متفاوت به اخلاق داشته باشیم و مجبور نیستیم این نگاه را با ارزشها و اصول مورد قبول دیگران ربط دهیم. قضاوت آنها اهمیتی ندارد.

ترازنامه ای از خودمان

ترازنامه قدم چهارم٫ترازنامه ای از خودمان است و نه مربوط به دیگران. باید مراقب باشیم تا نقش خودمان را در حوادث و رویدادهای زندگیمان پیدا کنیم تا از احساس رنجش و ترس و انزوا و دیگر احساسات ناخوشایند رهایی پیدا کنیم. (کمک راهنما ضروری است.)

اصول روحانی

تمایل برای انجام این کار (ترازنامه نویسی)ضروری است.

شروط سه گانه تمایل

صداقت : نیاز است در انجام نوشتن ترازنامه بصورتی دقیق و وسواسی با خود صادق بوده و در هر مرحله از خود سوال کنیم آیا این مطلب را با صداقت نوشته ام یا خیر؟

شهامت : برای روبرو شدن با ترسهایمان (ترس از نوشتن ترس از روبرو شدن با خود واقعی ام و دیگر ترسها)نیاز به اصل روحانی شهامت داریم.

ایمان و اعتقاد : نسبت به فرآیند قدم چهارم و اینکه خداوند قادر است ما را در انجام این قدم (نوشتن ترازنامه و پیدا کردن واقعی و شناخت خودمان)یاری می کند

تکنیکهای نوشتن ترازنامه

نشستن در محیطی آرام – تمرکز افکار بروی موضوع – دعا کردن برای ابراز نهایت دقت – جستجو گری و صداقت

محدودیتی نداریم برای اینکه مطالب کلیشه ای بنویسیم بلکه آزاد هستیم تا هر مطلبی که ارزش نوشتن را دارد  در ترازنامه بیاوریم. 

ترازنامه ما بایستی حول سه محور :١-رنجشها ٢-ترسها ٣-روابط جنسی نوشته شود.

رنجشها

وقتی احساسات قدیمی را دوباره حس می کنیم و قادر به رها کردن آنها نیستیم و یا وقتی نمی توانیم چیزی و یا کسی که ما را ناراحت کرده ببخشیم و یا فراموش کنیم

در حالت رنجش هستیم.

نوشتن رنجشها به شرطی که بتوانیم نقش خود را در ایجاد آنها ببینیم(مثل توقع زیادی)کمک می کند تا بتوانیم آنها را رها کنیم.

نوشتن رنجشهایمان به کشف راهها و الگوهای رفتاری می انجامد که از طریق پیروی از آنها همیشه به دام می افتادیم و در چرخه خشم و تاسف بحال خود گیر می کردیم.

بعضی از اوقات عدم توانایی و عدم تمایل من برای تجربه کردن بعضی از احساسات باعث بوجود آمدن رنجشها در من می شد.

قدم چهارم کمک می کند تا همانطور که رنجشهایمان را بررسی می کنیم بتوانیم احساسات خود را اعم از منفی یا مثبت شناسایی و بررسی کنیم. انکار کمک می کند تا با اقرار به احساسات بد و شناسایی آنها از قیدشان رها شویم. مثل احساس گناه یا خجالت (که بصورت واقعی و غیر واقعی بروز می کنند)

احساس گناه یا خجالت واقعی در زمانهایی که کارهایی بر خلاف اصول و ارزشهای مورد قبولمان مرتکب شده ایم(مثل وارد ساختن خسارتی یا سوءاستفاده از کسی)ظاهر می شوند.

احساس گناه یا خجالت غیر واقعی احساساتی هستند که ما هیچ نقشی در آنها نداریم بلکه توسط خانواده – جامعه – مذهب و یا مرامات به ما القاءشده اند. مرز بندی و تشخیص این مرزبندی بسیار ضروری است.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

ترسها

ریشه بیماری اعتیاد٫با تلاقی مملو از ترسهای خودمحورانه است و اصولا اعتیاد بیماری ترس است.ترس فعال کننده تمامی نواقص شخصیتی ماست.

پس از ترس دروغ می گوئیم – با ترس عقب می کشیم و منزوی می شویم – با ترسیدن مواد مخدر مصرف می کنیم – با ترسیدن به دیگران صدمه زده و آزارشان می دهیم – با ترسیدن از دیگران سوءاستفاده می کنیم – با ترسیدن تایید طلبی می کنیم – با ترسیدن پرخاشگرو هتاک می شویم – کتک می زنیم و کتک می خوریم – با ترس از تنهایی دیگران را استثمار می کنیم – با ترس از نداشتن خود خواهانه حرص می زنیم و بی ملاحظه گی می کنیم – با ترس از دست دادن چیزی یا موقعیتی بر سر اصول سازش می کنیم – با ترس از اینکه تحت فشار احساسی شدید قرار بگیریم نصفه و نیمه زندگی می کنیم و زندگی می کنیم بدون اینکه کاملا زنده باشیم.(حرف خود را می خوریم و یا از مبارزه دست بر می داریم اوضاع و احوال روز و یا زندگی)

هدف از لیست کردن ترسهایمان٫ریشه کنی ترسهای خودمحورانه و خودخواهانه از وجودمان است تا دیگر نیرویی برای انهدام و خرابی نداشته باشد.

 

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

روابط

لازم و ضروری است که راجع به روابطمان با هر کس و هر چیز و هر موسسه و نهادی(نهادهای قانونی و یا دینی)و حتی روابطمان با نیروی برتر را در ترازنامه بنویسیم.(مثل روابط با اجتماع یا قانون و....)

حتی اگرکوچکترین فکری راجع به یک رابطه قدیمی (از هر نوع که باشد)به ذهن مان می رسد یا احساسی راجع به آن رابطه حس می کنیم٫پس مطلبی در مورد آن وجود دارد که بایستی در ترازنامه بررسی شود.

در نوشتن ترازنامه بایستی مشخص گردد چه تضادهایی در شخصیت من وجود دارد که بر روی دوستی یا در روابط عاشقانه و عادی من تاثیر منفی می گذارد و چرا روابط من اغلب به ناکامی و تلخ کامی منجر می شود .

در نوشتن این بخش از ترازنامه کشف می کنیم که چرا از ایجاد صمیمیت با دوستان – شرکا و همسر و خانواده خود اجتناب می کردیم.(آیا از ترس شناسایی شخصیت بیمار من توسط دیگران نبوده است)و اینکه چرا در دوستی هایم متعهد نبوده – سوءاستفاده می کردم – استثمار می کردم – صدمه می زدم و مسئولیتی بعهده نمی گرفتم و همچنین اینکه چرا در بعضی از روابطم اجازه سوءاستفاده به دیگران می دادم تا احساس اجحاف و سوءاستفاده شدن و قربانی شدن بکنم.

در نوشتن این بخش از ترازنامه بایستی روشن شود که کدامیک از نواقص اخلاقی من بیشترین تاثیر را بروی روابط من دارد.(عدم صداقت – خود خواهی – کنترل سوءاستفاده و...)

کشف این مسئله که چرا در نشست و برخاست با افراد مختلف٫شخصیت من نیز تغیر می کند بسیار ضروری و مهم است.(بوقلمون صفتی و تایید طلبی – چاپلوسی و نان به نرخ روز خوردن

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

روابط جنسی

نوشتن این بخش از ترازنامه بسیاری از افراد را از انجام این قدم باز می دارد. ولی پی بردن به دلیل پرداختن به اینگونه از روابط به ما کمک می کند تا با آن راحت باشیم.

قرار است که پس از انجام قدم چهارم با تمایلات و باورهای جنسی خود ارصلح باشیم و نگاه گناه آلود به آنها نداشته باشیم.

با ترازنامه نمی نویسیم تا خود را با رفتارهایی که دیگران بعنوان رفتار نرمال قبول دارند٫مقایسه کنیم٫بلکه این کار را فقط بخاطر اینکه بتوانیم ارزشها – اصول و اخلاقیات خود را شناسایی کنیم٫انجام می دهیم. این مقایسه ممکن است به ما احساس گناه – پشیمانی و یا مزمت خود را القاءکند.

 

نوشتن این بخش از ترازنامه به ما کمک می کند تا تمایلات جنسی خود را با عشق اشتباه نگیریم.همچنین نوشتن تراز روابط جنسی ما را روشن می سازد در صورتیکه پیش شرط روابط سکسی با افراد٫یک شرط لازم الاجرا در روابط من می باشد. پس این نوع رابطه یک رابطه ناسالم و بر مبنای سوءاستفاده است.

در این ترازنامه می فهمیم که نباید برای پر کردن خلاء روحانی و اجتناب از تنهایی و یا برای رها شدن از یک احساس ناخوشایند٫از روابط جنسی استفاده کنیم.

٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭٭

سوءاستفاده

دردناکترین مرحله در انجام قدم چهارم پرداختن به این قسمت است که شاید راهنما بتواند ما را در گذر از این مرحله کمک نمایید و دعا کردن می تواند بسیار موثر باشد.

یادآوری این مطلب که توسط کسانی که قرار بود ما را دوست داشته باشند و یا ازما حمایت و مراقبت کنند مورد سوءاستفاده قرار گرفته ایم بسیار درد ناک است. دردناکترین احساسی که در تمام مدت عمر تجربه کرده ایم.

تا زمانی که دردها را در درون خود بصورت یک راز نگه داریم٫ممکن است باعث انجام کارهایی شود که نمی خواهیم انجام دهیم.(مثل فاصله گرفتن از دیگران یا انزوا – حس انتقام جویی و تقویت اعتقادات مخرب)

ابراز حقیقت و گشودن بند از پا ما را بسوی رهایی از دردهایمان رهنمون می سازد.(ما مستحق سرزنش نبوده ایم و نقش ما فقط حمل طولانی مدت این رازها بوده است.)                                                                                        همچنین اگر چنانچه ما به سوءاستفاده از دیگران مبالات ورزیده ایم ٫نباید اجازه دهیم احساس خجالت ناشی از آن به یٲس تبدیل شود.فرآیند بهبودی و کارکردن بقیه قدمها فرصت جبران خسارت را به ما می دهد.

باید مراقب باشیم در نوشتن ترازنامه هیچ گونه رازی را هر چقدرمهم هم که باشد از قلم نیندازیم.چون در غیر این صورت دستاویزی برای کارنکردن برنامه برای خود بوجود آورده ایم.

باید مواظب بزرگنمایی خود در نوشتن ترازنامه باشیم.بعضی از ما مسائلمان را برای جلب توجه دیگران بزرگنمایی می کنیم که این مسئله کمکی به ما جهت شناخت خود واقعیمان نمی کند بلکه ما را به بیراهه می برد.

ما در فرآیند قدم چهارم در حال ساختن یک خودارزشی هستیم بر مبنای حقیقت و صداقت و نه بر مبنای دروغ و باطل . حال وقت آن است که حقیقت را درباره خودمان بگویم .

در این قدم بایستی به داشته های خود و کارهای درستی که انجام داده ایم که برروی ما و اطرافیانمان تاثیرات خوب و مثبتی نیز داشته اند٫بپردازیم و دلیل آن این است که اولا تصویر کامل و روشنی از خود داشته باشیم و دومٲ اینکه این ویژگیهای مثبت را تقویت کنیم.یکی از معنای شکر گزاری دیدن خصوصیات خوب و مثبت خود و تقویت بکارگیری آنها در خدمت خود و دیگران است.

انجام قدم چهارم ممکن است باعث احساس یٲس – تحقیر یا احساس نشاط و شادی شود.ولی مهم این است که یکی از تعهدات خود را راجع به بهبودیمان انجام داده و یکی از کارهای مهم را به پایان رسانده ایم و نیز خود را برای انجام بقیه قدمها واجد شرایط ساخته ایم.

انجام این قدم همچنین قابلیت زیستن در امروز را به ما می دهد. چون ما را از قید رنجشهای گذشته ٫ترسهای آینده و نیز مشکلات امروز که بعضٲ ریشه در روابط مان دارد٫رها می سازد.

انشاالله

                               *************************

                                       بنام خدا

قدم پنجم

ماچکونگی دقیق خطاهایمان را به خود – یک شخص دیگر و خداوند اقرار کردیم.

رسالت همه قدمها برداشتن موانع بین ما و خداوند است. اقرار خطاهایمان نزد خداوند باعث نزدیکی بیشتر بین ما و او شده و این شروع فرآیند رفع نواقص ما میباشد.

(طبیب درد مسیحا دم است و شفق لیک – چو درد در تو نبیند چرا دوا بکند؟)

اقراری که در این قدم انجام می دهیم باعث رشد روحانی ما می گردد. همانطور که اقرارهای دیگری که کردیم از قبیل اقرار به عجز – اقرار به نداشتن سلامت عقل – اقرار به بیماری – اقرار به نیاز به کمک٫  هر کدام باعث توانائی در رشد ما گردید.

در این قدم نباید از قضاوت راهنمایمان راجع به خود واهمه ای داشته باشیم.

(قضاوت راجع به نقص هایمان یا راجع به خصلتهای بد و خوشایندمان.)

همچنین ترس از زنده شدن خاطرات قدیمی و بروز احساسات ناخوشایند در ما نباید مانع از اقرار ما شود.

انجام قدم پنجم٫روابط ما را با راهنمایمان و دیگر اعضاء گروه قویتر می کند و چون متوجه می شویم که مسائل ما شخصی نیست آنگاه دیگر فقط از خودمان و مشکلاتمان صحبت نمی کنیم و بیشتر به دیگران و مسائل آنها می پردازیم و به آنها اهمیت می دهیم.

انجام اقرار در این قدم نیاز به شهامت و حس اعتماد به فرآیند بهبودی دارد و با وجود این دو بهتر می توانیم با ترسهایمان روبرو شده و اقرار خود را راحت تر انجام دهیم.

برای بدست آوردن این شهامت و اعتماد از خداوند طلب کمک کرده و خواهان قوت قلب از اعضاءدیگر گروهمان می شویم.(از آنها تجربه می گیریم.) بکار گیری منابع روحانی که در قدمهای قبلی بدست آورده ایم در این راستا بسیار موثر است.(مثلا سلامت عقل و سپردن به خداوند و...)

باید مطمئن باشیم اقرار ما نزد خداوند صورت می گیرد. میتوانیم در زمان انجام این قدم از خداوند برای حضور در میان ما دعوت کنیم و یا همانطور که این اقرار را نزد راهنمایمان می کنیم ٫بصورت جداگانه اقراری نیز در پیشگاه خداوند انجام دهیم. یا هر شیوه ای شخصی و منحصر بفردی برای انجام این اقرار در نزد خداوند قطعا موثر خواهد بود.

اینکه چرا باید ترازنامه و چگونگی دقیق خطاهایمان را به خودمان نیز اقرار کنیم شاید به این دلیل باشد که گوش نمودن دیگران به ما راجع به خطاها و مشکلاتمان چندان موثر نخواهد بود همانطور که وقتی راجع به مشکل مصرف مواد به ما مسائلی را تذکر می دادند هیچگونه تاثیری در ما نداشت ولی وقتی این مسئله را در وجود خودمان پذیرفتیم و اقرار کردیم٫دارای قدرت فاصله گرفتن از آن شدیم.

تا زمانی که نزد خودمان اقراری نسبت به چگونگی دقیق خطاهایمان نداشته باشیم احتمال اینکه تمایل و توان انتخاب راه دیگری برای زندگی را پیدا کنیم بسیار کم است.

اینکه خطاهایمان باید در نزد شخص دیگری اقرار شود به این دلیل است که آن شخص بتواند فرق بین مسئولیت من با مسئولیت دیگران را تشخیص داده و ما را از اشتباه درآورد و کمک کند تا نقش خودمان را در رویدادهای زندگی ببینیم و یا از کوچک نمایی و بزرگ نمایی نقش خود و دیگران اقرار کنیم.

در این قدم می توانیم اقرار خود را نزد شخص دیگری بجز راهنمایمان انجام دهیم ولی ترجیحا بهتر است که ترازنامه خود را برای راهنمایمان خوانده تا در مراحل بعدی کار کردن قدمها بتوانیم کمک موثرتری از وی دریافت کنیم.

به هر حال شخصی که در نزد وی اقرار می کنیم بایستی با ماهیت بیماری ما آشنا بوده و شناختی نسبی راجع به ما داشته باشد و بهتر از همه اینکه بتواند مسئولیت و نقش ما را در انجام خطاهایمان روشن سازد.

وقتی در حین خواندن ترازنامه خود٫راهنمایمان نیز بخشی از ترازنامه اش را با ما مشارکت می کند و باعث جلب اعتماد و قوت قلب بیشتری در ما می گردد و آنگاه ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر روشن میشود و صمیمیتی فوق العاده را بین خود و راهنمایمان احساس می کنیم.

راهنما باید بتواند عکس العمل مناسبی در حین خواندن چگونگی دقیق خطاهایمان از خود بروز دهد و ضمن حفظ اسرار٫از ما حمایت کرده و قضاوت نکند. بطور کلی شخصی غمخوار – درستکار و با بصیرت باشد.

بعضی وقتها از اینکه راهنما به روی مسئولیتهای ما و یا نواقصی که باعث بروز خطایی گردید انگشت می گذارد و عصبی شد بصورت آنی تصمیم به قطع ارتباط با او می گیریم٫چون همیشه روابطی:مودبانه –دورادور و بدون هیچ عمق واقعی را ترجیح می دادیم٫تا کسی سر از شخصیت بیمار ما در نیاورد.

ما حقیقت را در مورد خودمان و اینکه واقعا چه کسی هستیم٫اقرار می کنیم و صادقانه منتظر می مانیم تا عکس العمل راهنمایمان را ببینیم. عکس العمل بدور از قضاوت بلکه در راستای فرآیند بهبودی و کشف ماهیت خطاهایمان.

چگونگی دقیق خطاهایمان

قدم پنجم فقط خواندن ترازنامه قدم چهارم نمی باشد. بلکه تمرکز بروی خصلتها و الگوهای رفتاری است که باعث بروز خطاهای ما گردیده و البته از بیماری اعتیاد ما سر چشمه گرفته است.

بعضی از مواقع تکرار تعریف یک موقعیت یا شرایط مشابه باعث کشف چگونگی دقیق خطاهایمان می گردد. مثلا اینکه چرا همیشه دوستانم را از دست می دهم. (احتمال وجود الگوی رفتاری سوءاستفاده) یا اینکه چرا داشتن صداقت برایم مشکل و یا غیر ممکن است.(احتمال وجود الگوی رفتاری ترس) و غیره.....

اصول روحانی این قدم

اعتماد – شهامت – صداقت با خود وتعهد – اصول روحانی نهفته در این قدم بوده و بدون آنها انجام این قدم یا امکان پذیر نبوده و یا بسیار سخت می باشد.

 

اعتماد به راهنمایمان که البته طی تجارب قبلی خود با او٫منابع کافی جهت اطمینان به وی را در اختیار داریم.همچنین اعتماد به فرآیند بهبودی برنامه ١٢قدمی در اثر تجربه قدمهای قبلی امکان پذیر است.

با یادآوری تسلیم های مکررمان در مقابل ترسها و اینکه هیچگاه پیامد مثبتی برای ما نداشت٫انگیزه کافی برای پیدا کردن شهامت جهت خواندن ترازنامه خود پیدا کرده و با بهره گیری از آن٫این قدم را آغاز می کنیم.

تمرین اصل روحانی صداقت با خود٫جهت اقرار به چگونگی دقیق خطاهایمان نزد خودمان بسیار ضروری است.ما نباید از عکس العملهای خودمان راجع به خود بترسیم.(مثلا احساس گناه یا شرم و خجالت و یا حتی افسوس و احساس تنفر از خود را تجربه کنم.) همانطور که نباید از عکس العمل دیگران واهمه داشته باشیم.

(ممکن است به کسانی که واقعا دوستشان داشته ایم به واسطه اعتیاد صدمه زده ایم دچار فوران احساسات شویم – غم زده – پشیمان و نادم ویا حتی بخواهیم که گریه کنیم – باید اجازه بروز این احساسات را بدهیم ولی در مجموع بدانیم که همه اینها ناشی از بیماری اعتیاد ما بود. در هر حال در ضمن تجربه چنین احساساتی است که متوجه ظهور حس جدیدی نیز در خود می گردیم:حس امید به بهبودی و تغییر در زندگی )اصل روحانی تعهد در انجام این قدم و متعهد بودن به مسئولیتمان راجع به بهبودی٫ما را در انجام اقرار قدم پنجم راسخ تر می کند.

قدم پنجم باعث افزایش حس خویشتن پذیری در ما می شود. ما به کمک راهنمایمان و خداوند تشخیص می دهیم چگونه انسانی هستیم و خود را بی هیچ بهانه ای می پذیریم و متوجه می شویم کمبود ما در بعضی از زمینه ها به معنی بی ارزشی ما نیست. ما آفریدگان خداوند مهربان بوده و دارای قدری خصوصیات خوب و قدری خصوصیات نه چندان خوب هستیم.

ما هم قادریم کارهای بسیار خوب انجام دهیم و هم قادریم که خسارات بزرگ ببار بیاوریم.البته این بسته به نوع انتخاب ما دارد.

تجربه های بد و ناخوشایند و منفی زندگی ما می تواند در زندگی جدیدمان به ارتقاء جنبه های خوب شخصیتی مان کمک کند.

این قدم به خویشتن پذیری ما کمک بی نظیری می کند. پذیرش خودمان با تمام ویژه گیهای مثبت و منفی و تعهد به ارتقاء و تقویت وجوه مثبت وجودی و تضعیف جنبه های بد و منفی.

اگر به این نقطه نظر معتقد باشیم که هیچگونه مجالی و توانی برای رشد نداریم٫ این نه خویشتن پذیری بلکه انکار است.(انکار٫ ظرفیتی که خداوند از طریق برنامه برای رشد ما در نظر گرفته است و انکار لطف و محبت خداوند)

توسط اقرار به مسائلی که قبلا انرژی زیادی را صرف مخفی  و یا انکار کردنشان می کردیم و حتی صرف سرکوبشان٫از زیر فشار طاقت فرسای آنها نجات پیدا می کنیم.

این یک حقیقت است که [نواقص ما وقتی در زیر نور قرار بگیرد و آشکار شوند از بین خواهند رفت.] قـدم پـنجم تـاباندن نور به این نواقص است که با آشکار شدن نواقصمان از آنها فاصله گرفته احساس رهایی و آزادی خواهیم کرد.

تمامی روابط ما با خودمان – راهنمایمان – خداوند بدانگونه که او را درک می کنیم – اطرافیان و دنیای پیرامونمان در اثر کار کردن این قدم تغییر خواهد کرد و احساس آسایشی را در این روابط در خواهیم یافت.

همراه با این احساس آسایش٫خستگی ما از نواقص شخصیتی مان نیز احتمالا به اوج خود رسیده است. پس این بدان معنی است که کاملا آماده رها کردن این نواقص هستیم. چیزی که دقیقا برای شروع قدم شش نیازمند آن هستیم.

انشاءالله

*************************

                                         بنام خدا

قدم ششم

ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص اخلاقی ما را برطرف کند.

رسالت همه قدمها بخصوص قدم ششم برداشتن موانع بین ما و خداوند است. آنچه موجب اعتیاد من شده بود٫نواقص اخلاقی من بود نه مواد مخدر.  این برنامه وقتی کار می کند که بهبودی را در اولویت قرار دهیم.

قدمها یک پروسه می باشند و نه یک پروژه. طی کردن سلسله مراحل این قدم دشوار است و افراد ماهر٫ماهر به دنیا نیامده اند بلکه بر اثر تمرین و مداومت در تمرین دارای مهارت گشته اند.

درون خود را با بیرون دیگران مقایسه نکنیم٫تنها مورد مجاز مقایسه٫سنجش حال خود با گذشته مان می باشد.

در قدم ششم عاجز بودن عذر موجهی نیست. پس گرائی ممنوع – عقبگرد امکان ندارد.ما در این مرحله مسئول رفتار خوب٫بد و بی اثر خود هستیم.این قدم صف مردان را از صف پسر بچه ها جدا می کند.

در این مقطع پس از تهیه فهرست نواقص اخلاقی٫مشخص می کنیم این نواقص چگونه تا بحال در زندگی ما اثر منفی و مخرب داشته است.(عذر و بهانه و دستاویز و توجیه را تسلیم برنامه می کنیم.)

در قدم ششم شروع به کاربرد رفتارهای سازنده می کنیم. کمک به یک معتاد –درد دل شنیدن – به هر شکل مفید بودن – ارتباط قوی با نیروی برتر – انضباط – سحر خیزی – برنامه ریزی – خوش قولی – تمیز بودن – لبخند – مثبت فکر کردن – امیدوار بودن و... و همان انرژی که صرف انکار نواقص اخلاقی می شد را صرف رفتارهای سازنده کردن.

هر چه تمرکز روی رشد روحانی بیشتر باشد مساویست با پیشرفت بیشتر.

درقدم شش نواقص خود را با فروتنی می پذیریم و یکی از فواید پذیرفتن نواقص خود این است که قدرت تحمل و پذیرش نواقص دیگران را پیدا می کنیم.

در قدم ششم برای رفع نواقص خود دعا می کنیم. ما کار خود را انجام می دهیم و اطمینان داریم هر وقت او صلاح بداند کار خود را انجام خواهد داد.(برای خدا زمان و مکان تعیین نمی کنیم.)

با عقل و منطق نباید روی این قدم تمرکز کرد.(مثل قدم یک و دو)

فقط برای امروز :(ما آنقدر درد و بدبختی کشیده ایم که برای نجات حاضریم دست به هر کاری بزنیم و وقتی صادقانه سعی کنیم،نتیجه خواهیم گرفت.)

خداوند وقتی چهره خود را به ما نشان خواهد داد که خود را نزدیکش قرار دهیم.

ما باید مرتبا مواظب خود خواهی و بی ملاحظه گی – رنجش و خشم _ ترس و نادرستی و بی صداقتی خود باشیم و هر وقت پیدایشان شد باید فورا از خداوند بخواهیم که آنها را برطرف کند و بلافاصله مسئله را با کسی در میان بگذاریم. (الگوهای چهارگانه رایج رفتاری در نزد ما )

 

آفات قدم ششم

توجیه عملکرد و صالح دانستن خود.

گریز از نواقص اخلاقی:تا زمانی که سعی در گریختن از نواقص اخلاقی خود دارم آنها نیز به تعقیب من ادامه می دهند. بنابراین باید با شجاعت و صداقت و ایمان به کمک نیروی برتر با نواقص خود روبرو شده و دعا کنم برای رفع آنها.

در قدم شش ضمن دعا کردن برای رفع نواقص در انتظار نتیجه زودرس نیستم و قدم سه خود را مجددا مرور می کنم.(ما کار خود را انجام می دهیم و نتیجه را به خداوند مهربان که به او ایمان و اعتقاد داریم می سپاریم.) همچنین گرفتن تجربه از دوستان موفق بهبودی بسیار کارآمد است.

                       *****************************

    .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 3:10  توسط سعید  |